جلد 17، شماره 3 - ( 2-1397 )                   جلد 17 شماره 3 صفحات 213-224 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Abdi R, Chalbianloo G, Pak R. The Role of Brain/Behavioral Systems (BIS/BAS), Stressful Life Events, and Disease Duration in Predicting Disease Symptoms Severity in Individuals Suffering from Multiple Sclerosis in Shiraz City, 2014. JRUMS. 2018; 17 (3) :213-224
URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-3919-fa.html
عبدی رضا، چلبیانلو غلامرضا، پاک راضیه. نقش سیستم های مغزی/ رفتاری(BIS/BAS)، رویدادهای استرس زای زندگی و دوره بیماری در پیش بینی شدت علائم بیماری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در شهر شیراز، سال 1394. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. 1397; 17 (3) :213-224

URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-3919-fa.html


دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
متن کامل [PDF 217 kb]   (330 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (575 مشاهده)
متن کامل:   (264 مشاهده)
مقاله پژوهشی
مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
دوره 17، خرداد 1397، 224-213
 
نقش سیستم های مغزی/ رفتاری(BIS/BAS)، رویدادهای استرس زای زندگی و دوره بیماری در پیش بینی شدت علائم بیماری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در شهر شیراز، سال 1394
 
 
رضا عبدی[1]، غلامرضا چلبیانلو[2]، راضیه پاک[3]
 
 
دریافت مقاله: 22/7/96   ارسال مقاله به نویسنده جهت اصلاح: 2/10/96    دریافت اصلاحیه از نویسنده: 19/12/96       پذیرش مقاله: 28/12/96
 
 

چکیده
زمینه و هدف: سیستم بازداری رفتاری (BIS) موجب افزایش برانگیختگی، فراخوانی حالات عاطفی اضطراب و تجربه عواطف منفی می­شوند و به نظر می رسد افرادی که سیستم بازداری فعال دارند، در مواجهه با حوادث استرس­زا، دچار اضطراب بیشتر می­شوند. از طرفی در معرض زندگی پر­استرس بودن می­تواند عملکردهای گوناگون دستگاه ایمنی را تضعیف نماید. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش سیستم های مغزی/ رفتاری(BIS/BAS)، رویدادهای استرس­زای زندگی و دوره بیماری در پیش­بینی شدت علائم بیماری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) در شهر شیراز انجام شد.
مواد و روش­ها: طرح پژوهش حاضر به روش توصیفی و جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به MS شهر شیراز در نیمه اول سال 1394 بود، که 162 بیمار به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. از پرسشنامه­­های پنج عاملی Jackson، مقیاس رویدادهای استرس­زای زندگی و مقیاس حالت ناتوانی گسترده (ٍEDSS) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین±انحراف معیار)، آزمون ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون سلسله مراتبی، تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: براساس نتایج بدست آمده، BIS (001/0>p)، رویدادهای استرس‌زای زندگی (001/0>p) و دوره بیماری (001/0>p)، تأثیر معنی‌داری بر نمره­ی شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS دارند.
نتیجه‌گیری: آن­چه از یافته­ها بر می­آید حاکی از نمره بالای BIS در تعامل با رویدادهای استرسزای زندگی در طی دوران بیماری است؛ برخی تدابیر روان­شناختی اضطراب ناشی از برخورد با رویدادهای استرس­زای زندگی را کاهش می­دهد و گامی مؤثر در ارتقاء سلامت روان بیماران است.
کلید واژه‌ها: مولتیپل اسکلروزیس، سیستم­های مغزی/ رفتاری، رویدادهای استرس زا، مدت بیماری، شیراز
 

مقدمه
مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis (MS))، اصلی­ترین بیماری دمیلینه شدن (Demyelinating) سیستم اعصاب مرکزی (CNS)، همچنین شایع­ترین علت غیر تروماتیک ناتوانی نورولوژیکی در افراد جوان و میانسال در جهان است. MS می­تواند هر بخشی از سیستم اعصاب مرکزی  (CNS)، اعصاب بینایی، ساقه­مغز، مخچه و نخاع را درگیر­کند. تخریب غلاف میلین نورون­های عصبی نه‌ تنها بر کارکرد سیستم حسی و حرکتی اثر می­گذارد بلکه منجر به بروز نشانه­ها و علائم آسیب­شناختی نیز می­شود [1]. اختلال در دید، خستگی، اختلال عملکرد مثانه [2]، اختلالات شناختی، تغییرات هیجانی، افسردگی، اضطراب و خنده و گریه پاتولوژی برخی از تظاهرات بالینی این بیماری به شمار می­رود [3]. شروع بیماری MS در اوایل دوران بلوغ، معمولاً بین سنین 20 تا 40 سالگی و در زنان 2 برابر بیشتر از مردان رخ می­دهد [3]. نگاهی به مطالعات انجام شده در راستای سبب­شناسی بیماری­های جسمی به ویژه بیماری­هایی که در رده­ی آسیب­های دستگاه ایمنی قرار می­گیرند، بیانگر استقرار یک الگوی زیستی  -روانی است [4]. شواهدی در دست است مبنی بر اینکه هر فرد با توجه به ساختار و صفات شخصیتی خود در مواجهه با رویدادهای استرس­زا، به نسبت ارزیابی شناختی خود واکنش و هیجانات خاصی را نشان می­دهد [5]. ارتباط این هیجانات با محور آدرنال هیپوفیز هیپوتالاموس در هنگام مواجهه با رویدادهای استرس­زا، مشخص شده است؛ و این نه تنها زمینه ابتلاء به بیماری­ها را فراهم می­کند بلکه بروز پیش هنگام و پیشرفت بیماری­ها نیز می­تواند متأثر از آن باشد [6]. سیستم بازداری رفتاری Behavioural Inhibition System (BIS) موجب افزایش فراخوانی حالات عاطفی اضطراب، بازداری رفتاری و تجربه عواطف منفی می­شوند. سیستم بازداری رفتاری به محرک­های آزار دهنده و ناخوشایند، حساس می­باشد و باعث افزایش تحریک­پذیری و آسیب­پذیری به اختلالات اضطرابی می­شود. عملکرد سیستم بازداری رفتاری تحت تأثیر نشانه­های اضطراب است و اغلب با افسردگی همراه می­باشد [7]. بر اساس کنش­وری BIS چنین اشخاصی خجالت، انزوای­اجتماعی، حساسیت به تنبیه و شکست را نشان می­دهند و در به­کارگیری شیوه­های مؤثر مقابله با رویدادها با شکست مواجه شوند [8] و در مواجهه با حوادث استرس­زا، اضطراب بیشتری را تجربه می­کنند [9]. اضطرابِ متأثر از رویدادهای استرس­زای زندگی Stressful life events (SLEs) در بلند­مدت، کنترل محور هیپوتالاموس هیپوفیز- آدرنال و واکنش خودکار سیستم ایمنی بدن را کاهش می­دهد. علاوه بر این، بالا رفتن سطح غلظت کورتیزول در استرس طولانی مدت منجر به افزایش سلول­های لنفوسیت T و همچنین تضعیف دستگاه ایمنی بدن می­شود، در نتیجه در بیماران مبتلا به MS خطر ابتلاء به التهاب افزایش می­یابد [10]. مطالعات متعدد نشان می­دهد ویژگی­های شخصیتی افراد می­تواند ارتباط قابل ملاحظه­ای با بیماری­های جسمی داشته باشد؛ ازجمله  ارتباط درون‌گرایی و برونگرایی، الکسی­تایمیا alexithymia، BIS، اضطراب و خُلق با برخی از بیماری­های جسمانی قابل ذکر است [14-11]. براساس نتایج برخی مطالعات بیماران مبتلا به MS نسبت به افراد عادی از فعالیت پایین سیستم فعال‌سازی رفتاری برخوردارند [15]. هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین سطوح سازش روان­شناختی و شخصیتی این بیماران با رویدادهای استرس­زای زندگی در طول دوره بیماری جهت شناخت و سازگاری بیشتر با شرایط جسمانی آنان است؛ بر این اساس، مطالعه حاضر به منظور بررسی نقش سیستم های مغزی/ رفتاری (BIS/BAS)، رویدادهای استرس زای زندگی و دوره بیماری در پیش بینی شدت علائم بیماری در بیماران مبتلا به MS در شهر شیراز در سال 1394، انجام شد.
مواد و روش­ها
طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به MS شهر شیراز که در نیمه اول سال 94 با استفاده از شیوه­ نمونه­گیری هدفمند 162 بیمار مبتلا به MS انتخاب شدند و با کسب اجازه و رضایت بیماران پرسشنامه­ها اجرا شد. Tabachnick  و Fidell فرمول زیر را برای محاسبه اندازه نمونه در ارتباط با تعداد آزمودنی­های مورد نیاز برای رگرسیون سلسله مراتبی با توجه به تعداد متغیرهای پیش­بین ارائه نمودند: m 8 + 50 <  N که در این فرمول m برابر با تعداد متغیرهای پیش­بین (در این مطالعه 7= m) می­باشد [16]، بر این اساس حجم نمونه 200 در نظر گرفته شد که در مجموع با حذف داده‌های مخدوش (پرسش‌نامه‌های ناقص یا مخدوش برگردانده شده)، 162 پرسش‌نامه وارد تحلیل آماری شد. ویژگی های دموگرافیک افراد نیز بررسی شد که شامل جنسیت، وضعیت تأهل، مقطع تحصیلی، مدت بیماری و سن بود.
 ملاک­های ورود به پژوهش عبارت بودند از: ابتلاء به بیماری MS نوع عودکننده بهبود یابنده (relapsing-remitting) بر طبق تشخیص پزشک متخصص نورولوژی، افرادی که نمره حالت ناتوانی گسترده ( (Expanded Disability Status Scale (EDSS) بیش از 5/1 گرفته­اند و رضایت آگاهانه به شرکت در طرح پژوهشی. همچنین ملاک­های خروج پژوهش عبارت بودند از: ابتلاء به سایر مشکلات جسمی و روانی (بیماری‌های مزمن دیگر مانند بیماری ریوی، روماتیسم و غیره)، ابتلاء به اختلالات روان پزشکی شدید از جمله اختلالات پسیکوتیک و اختلالات عصبی شناختی.
به منظور رعایت اخلاق پژوهش، ضمن آگاهی دادن به تمامی افراد شرکت کننده در زمینه اهداف پژوهش و کسب رضایت آگاهانه از واحدهای مورد مطالعه، اختیاری بودن شرکت در پژوهش، حق خروج از مطالعه، محرمانه بودن نتایج، بدون ضرر بودن پاسخ به سؤالات و در اختیار قرار دادن نتایج در صورت تمایل، اشاره شد. در کلیه مراحل انجام تحقیق، ملاحظات اخلاقی رعایت شد. افرادی وارد مطالعه شدند که علاقه و تمایل به شرکت در مطالعه را داشتند. پرسش­نامه‌ها ساده و فاقد هرگونه ضرری برای فرد بود و هیچ‌گونه هزینه‌ای برای شرکت‌کنندگان در برنداشت؛ درصورتی‌که در خلال تکمیل پرسشنامه‌ها، فرد تمایلی برای ادامه همکاری نداشت، ممانعتی به عمل نمی‌آمد. بدین صورت ابتدا با کسب رضایت آگاهانه از بیماران، پرسش نامه­های خودگزارشی پژوهش در اختیار آن­ها قرار گرفت. اگر یکی از شرکت کنندگان در درک سؤالات پرسشنامه مشکل داشتند، پرسش­نامه­ها برای آن ها توضیح داده می شد. ابزار به کار گرفته شده در این پژوهش، پرسشنامه­ی پنج عاملی جکسون (Jackson-5 scales): این پرسشنامه توسط جکسون (2009) برای اندازه‌گیری مناسب مقیاس حساسیت به تقویت  Revised Reinforcement Sensitivity Theory (r-RST)  تدوین‌شده است که شامل خرده مقیاس سیستم فعال­ساز رفتاری (BAS)، سیستم جنگ، گریز و انجماد ( FFFS) و سیستم بازداری رفتاری (BIS) است. برای هر یک از خرده مقیاس‌های r-RST 6 ماده در نظر گرفته‌شده است. آیتم­ها روی یک مقیاس 5 گزینه‌ای از کاملاً مخالفم (1) تا کاملاً موافقم (5) به شیوه لیکرت نمره‌گذاری شده است. حداقل نمره 30 و حداکثر نمره 150 است و اعتبار این آزمون 74/0 تا 83/0 گزارش‌شده است [17]. در ایران اعتبار این آزمون با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در دامنه 72/0 تا 88/0 قرار داشت و ضرایب باز آزمایی آن نیز بین 64/0 تا 78/0 بود [18]. مقیاس رویدادهای استرس­زای زندگی: مقیاس درجه‌بندی رویدادهای استرس­زای زندگی که توسط هولمز و راهه (1967) ارائه ‌شده است، اولین تلاش علمی برای بررسی تغییراتی است که در محیط اجتماعی فرد ظاهر می­شود. از این مقیاس در پژوهش­های مختلف، ازجمله برای مشخص کردن ارتباط بین حوادث تنش­زا و استرس­های آشکار یا بیماری­های جسمانی مانند عفونت­های ویروسی و باکتری و اختلالات روان­تنی استفاده می­شود. روایی این ابزار به روش روایی محتوا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 82/0 محاسبه شده است. پرسشنامه­ استاندارد هولمز و راهه که اغلب در مطالعه‌های بررسی رابطه استرس و بیماری به کار می­رود، در جوامع مختلف تست شده است. تمام ۳۰ سؤال اول پرسشنامه­ی هولمز و راهه، بالاترین امتیاز استرس­زایی را دارا می­باشد.  اگر جمع کل امتیازها بین 150 تا 200 باشد، 37 درصد احتمال خواهد داشت که فرد در مواجهه با رویدادهای آسیب زا دچار آسیب شود. اگر جمع کل امتیازها بین 200 تا 300 و بالاتر از 300 باشد، احتمال آسیب فرد به ترتیب 50 و 80 درصد خواهد بود [19]. در ایران در پژوهش مسعود‌نیا (1386) نیز پایایی این مقیاس 83/0 گزارش‌شده است [20]. مقیاس حالت ناتوانی گسترده (EDSS): EDSS یک روش ارزیابی درجه اختلال عصبی در بیماری MS است. این مقیاس که توسط جان اف. کورتزک (Kurtzke) توسعه داده شده­است، تعیین کمیت ناتوانی در EDSS در هشت سیستم کارکرد، اجازه می­دهد تا متخصص مغز و اعصاب به مقیاس سیستم کارکرد (Functional System Score (FSS)) (هرمی pyramidal، مخچه cerebellum، ساقه مغز brainstem، حسی، روده و مثانه، عملکرد بصری visual system، توابع مغزی، عملکرد حسی و روده و مثانه و دیگر سیستم­ها) نمره­ای اختصاص دهد [21]. متخصص مغز و اعصاب ناتوانی­های فیزیکی فرد را از جنبه­های مختلف بررسی می­کند و امتیاز بین صفر تا 10 به فرد می­دهد. به عنوان مثال، فردی که EDSS مساوی صفر دارد از لحاظ فیزیکی هنوز ناتوان نشده­است و فردی که 6 EDSS= دارد برای راه­رفتن احتیاج به عصا دارد و فردی که 7 EDSS= دارد روی ویلچر است [22].  
تحلیل داده با استفاده از نرم‌افزار  SPSSنسخه 21 صورت گرفت. به منظور تحلیل توصیفی داده­ها از میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و درصد استفاده شد. قبل از تحلیل داده­ها به  بررسی پیش فرض­های رگرسیون چندگانه پرداخته شد؛ از جمله برای بررسی نرمال بودن از آزمون  Kolmogorov-Smirnovاستفاده شد که سطح معنی‌داری تمامی متغیرهای پژوهشی با توجه به آزمون Kolmogorov-Smirnov، بزرگتر از 05/0 می‌باشد. این بدان معناست که متغیرهای پژوهش دارای توزیع نرمال می­باشند. روش‌های بررسی رابطه خطی بین متغیرهای مستقل، با  شاخص Tolerance و VIF محاسبه شد. نتایج نشان داد که مقادیر تولرانس (941/0) بزرگ بوده (بیشتر از 1/0) که نشان دهنده عدم وجود هم خطی است. فرض استقلال خطاها با بررسی مقدار آماره‌ی Durbin-Watson برابر 862/1بوده است. از آن‌جا که این مقدار بین 5/1 و 5/2 می‌باشد، می‌توان نتیجه گرفت که فرض استقلال داده‌ها رعایت شده است. به ‌منظور تحلیل داده­ها از آمار توصیفی شامل شاخص­های مرکزی و پراکندگی در قالب میانگین و انحراف معیار و همچنین آمار استنباطی در قالب محاسبات ضرایب همبستگی و مدل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده ‌شد. با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تجزیه‌وتحلیل داده­ها و رابطه­ی خطی بین سن، سال های تحصیلی، طول مدت بیماری، شدت بیماری MS، رویدادهای استرس­زا و سیستم های مغزی - رفتاری مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی سهم مشترک سیستم های مغزی / رفتاری و دوره بیماری در رابطه­ بین رویدادهای استر­س­زای زندگی و شدت علائم بیماری MS از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. سپس ضریب استاندارد شده بتا در معادلات رگرسیون، جهت تعیین وجود و توان رابطه­ها در مدل مفروض، بکارگرفته‌ شد.
نتایج
در این پژوهش، از 162 بیمار، 127 نفر زن (3/78 درصد) و 35 نفر مرد (6/21 درصد) و 120 نفر (2/74 درصد) افراد مورد مطالعه متأهل و 42 نفر (9/25 درصد) مجرد بودند. از لحاظ وضعیت تحصیلی 19 نفر (3/11 درصد) دارای مدرک تحصیلی ابتدایی، 22 نفر (4/13 درصد) دارای مدرک تحصیلی سیکل، 52 نفر (2/32 درصد) داری مدرک تحصیلی دیپلم و 69 نفر (5/42 درصد) دارای مدرک تحصیل بالاتر از دیپلم بودند. میانگین و انحراف معیار سن آزمودنی­ها به ترتیب 52/8±52/35سال بود. بیماران این مطالعه به‌طور متوسط تقریباً به مدت 6 سال مبتلا به بیماری MS بوده­اند؛ و میانگین شدت ناتوانی این بیماران بر اساس مقیاس شدت EDSS 51/2 بود.  به منظور بررسی و توصیف داده­های به‌دست‌آمده از نمونه مورد مطالعه در خصوص شدت علائم EDSS بیماری MS، رویدادهای استرس­زای زندگی و سیستم­های مغزی/ رفتاری، از شاخص­های مرکزی و پراکندگی استفاده‌­ شد. ضرایب همبستگی، میانگین و انحراف معیار بین متغیرها در جدول 1 نشان می­دهد که سیستم BIS، از بالاترین میزان میانگین (19/2±71/26) برخوردار است
 
 
جدول 1-  نتایج ماتریس همبستگی، میانگین و انحراف معیار سیستم­های مغزی/ رفتاری، رویدادهای استرس زای زندگی و دوره بیماری و شدت علائم بیماری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در شهر شیراز، سال1394 (162= n)
8 7 6 5 4 3 2 1  
              1 1 شدت گستردگی ناتوانی بیماری
            1 113/0- 2 فعال ساز رفتاری
          1 **314/0 127/0 3 بازداری رفتاری
        1 007/0- 030/0- 037/0 4 سیستم جنگ
      1 *162/0- 066/0 027/0 036/0 5 سیستم گریز
    1 ** 422/0 136/0 072/0 083/0 077/0 6 سیستم انجماد
  1 147/0 112/0 * 167/0 110/0 027/0 ** 292/0 7 رویداد استرس‌زا
1 ** 419/0 ** 292/0 ** 216/0 060/0 ** 423/0 036/0= ** 464/0 8 مدت بیماری
20/2±90/5
 
71/102±78/267
 
33/5±54/20 69/43±99/19 34/4±59/17 19/2±71/26 11/3±17/21 79/1±49/2 میانگین و انحراف معیار
 **p > 01/0,   *p > 05/0
 
 
به منظور بررسی توان پیش­بینی هر کدام از متغیرهای پیش­بین در متغیر ملاک از تحلیل آماری رگرسیون با لحاظ کردن هر کدام از متغیرهای سیستم­های مغزی - رفتاری، رویدادهای استرس­زای­زندگی و مدت بیماری به صورت جداگانه صورت گرفت (جدول 2). نتایج جدول 2 نشان می­دهد که سیستم­های مغزی / رفتاری به‌صورت معنی­دار قادر به پیش­بینی شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS می­باشد. همچنین این متغیر با ضریب همبستگی چندگانه 04/0 قابلیت پیش­بینی 8/21 درصد واریانس متغیرملاک را دارا می­باشد و مقادیر بتا نشان داد که سیستم ­بازداری ­رفتاری (001/0>p، 35/0=β ) به طور معنی‌داری بیشترین سهم در جهت شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS را دارا می­باشد. رویدادهای استرس زای زندگی با ضریب تعیین 29 درصدی (001/0>p، 29/0=β) شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS را پپش بینی می کند و دوره بیماری به طور معنی‌داری توانسته است با ضریب تعیین 38 درصدی (001/0>p، 25/0=β) سهم یگانه­ای در پیش بینی شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS دارا باشد.
 
 
جدول 2-  نتایج تحلیل رگرسیون سیستم­های مغزی/ رفتاری، رویدادهای استرس زای زندگی و دوره بیماری و شدت علائم بیماری مولتیپل اسکلروزیس شهر شیراز در سال1394 (162= n)
f B   p t β R2 R دوربین واتسون متغیر پیش‌بین  
 
 
 
53/1
09/0-   *042/0 05/2- *30/0-  
 
218/0
 
 
04/0
 
 
78/1
فعالسازرفتاری
14/0   *038/0 1/2 *31/0 بازداری رفتاری
01/0   765/0 29/0 04/0 سیستم جنگ
01/0-   960/0 50/0- 01/0- سیستم گریز
02/0   382/0 88/0 13/0 سیستم انجماد  
90/14 18/3   *000/0 86/3 *29/0 29/0 08/0 91/1 رویداداسترس­زای زندگی  
34/26 16/0   *000/0 13/5 *25/0 38/0 14/0 88/1 مدت بیماری  
 
 *  p >  05/0
 
 
نتایج مربوط به نقش تعاملی سه متغیر سیستم بازداری رفتار ی و فعال ساز رفتاری، رویدادهای استرس‌زای­زندگی و دوره بیماری نشان می­دهد که ضریب تأثیر استاندارد تعامل این سه متغیر با ضریب تعیین 48 درصدی (001/0 > p , 34/0 = β ) معنی‌دار است. چنین یافته­ای حاکی از این است که تعامل این سه متغیر در شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS توان بیشتری دارد (جدول 3).
 

جدول 3-  نتایج  تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان جهت پیش­بینی شدت علائم بیماری MS از طریق سیستم فعال ساز رفتاری و بازداری رفتاری، رویداد استرس­زای زندگی و دوره بیماری مولتیپل اسکلروزیس شهر شیراز در سال1394 (162= n)
 
متغیر پیش‌بین دوربین واتسون R R2 β t p B f
سیستم فعال ساز رفتاری  
86/1
 
23/0
 
48/0
13/0- 05/2- *042/0 09/0-  
04/22
سیستم بازداری رفتاری 12/0 05/2 *051/0 14/0
رویدادهای استرس‌زای زندگی 24/0 57/3 *000/0 05/2
دوره بیماری 34/0 69/4 *000/0 14/3
 
                 *p >  05/0
 
 
بحث
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش متغیرهای  سیستم­های مغزی / رفتاری، رویدادهای استرس­زای زندگی، مدت بیماری بر شدت EDSS بیماری MS بود. نتایج پژوهش نشان داد سیستم­بازداری رفتاری و فعال­سازی رفتاری به‌صورت معنی­دار قادر به پیش­بینی شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS می­باشد. البته میزان بتای سیستم فعال­ساز رفتاری منفی بدست آمد که گویای جهت معکوس این مولفه می­باشد. رویدادهای استرس­زای زندگی و مدت بیماری نیز به طور معنی‌داری در پیش­بینی شدت گستردگی ناتوانی بیماری MS نقش دارند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به بیماری MS از میانگین بالاتری در سیستم­بازداری رفتاری برخوردارند. در تبیین این یافته می­توان به مدل نظری Gray استناد کرد؛ این سیستم توسط محرکهای آزارنده (مجازات) به عبارتی، با تجربه عاطفه منفی مانند ترس، اضطراب، ناامیدی، غم­، اندوه و افسردگی فعال می­شود [23] آنچنان که در بُعد اضطراب، با یک BIS فعال مواجه هستیم، این وضعیت هم موجب اضطراب شدید، بازداری رفتاری و اجتناب از خطر می­شود. بر اساس کنش­وری BIS انتظار می­رود که چنین اشخاصی خجالت، انزوای­اجتماعی، حساسیت به تنبیه و شکست را نشان دهند و به­سادگی جرأت خود را از دست داده و در گسترش روش­های فعال برای مقابله با موقعیت ها، با شکست مواجه شوند [13]. سیستم بازداری رفتاری موجب افزایش برانگیختگی و توجه، فراخوانی حالات عاطفی اضطراب، بازداری رفتاری، اجتناب منفعل، خاموشی و تجربه عواطف منفی می­شوند [24] ‏و با مطالعه­ی Gray و Kimbrel و همکاران که اضطراب در آن نقش دارند، همسو می­باشد؛ در نتیجه، سیستم بازداری رفتاری فعال با احساس اضطراب، نگرانی و نشخوار فکری مطابقت دارد و به نظر می­رسد این افراد در مقایسه با دیگران، در مواجهه با حوادث استرس­زا دچار اضطراب بیشتر می­شوند [26-25] 
پژوهش­های مختلفی سیستم­های مغزی رفتاری افراد مبتلا به بیماری­های مزمن از جمله دیابت، آسم و بیماری قلبی را بررسی کرده­اند. نتایج نشان داده است که بیماران دیابتی و آسمی و بیماران قلبی همانند بیماران MS از سیستم فعال­ساز رفتاری ضعیف­تر و سیستم بازداری قوی تری برخوردارند [27].
نتایج مطالعه Moradi و همکاران در خصوص مقایسه سیستم­های مغزی رفتاری بیماران مبتلا به MS و وافراد عادی نشان داد که سیستم فعال ساز رفتاری افراد مبتلا به MS در مقایسه با افراد عادی نمره پایین­تری کسب کردند. در تبیین این یافته اینگونه بیان کردند که فعالیت کم سیستم فعال ساز رفتاری در افراد مبتلا به MS باعث می­شود این افراد در زندگی رویدادهای مثبت کمی و رویدادهای منفی زیادی را در زندگی تجربه و به دنبال آن استرس بیشتری در زندگی داشته باشند. واکنش به استرس می­تواند باعث ترشح هورمون­هایی شود که به تضعیف عملکرد سیستم ایمنی منجر می­شود [27]. 
 در تبیین نتیجه بدست آمده در این مطالعه که مؤید رابطه میان رویدادهای استرس­زای زندگی و شدت علائم بیماری MS است، می توان بیان کرد؛ در معرض زندگی پر­استرس بودن می­تواند عملکردهای گوناگون دستگاه ایمنی را تضعیف نماید. به عنوان مثال از دست­دادن شغل و یا موقعیت­های استرس­آور دیگر می­تواند سطح گردش رده­ای از سلول­های ایمنی به نام لنفوسیت­ها را کاهش دهد. شواهد بسیاری که نشان­دهنده­ی­ عصب­رسانی رشته­های عصبی خودمختار به اندام­های ایمنی و تغییر عملکرد سلول­های ایمنی در آن قرار دارند، وجود دارد؛ و این شواهد ارتباط بین سیستم عصبی خودمختار و سیستم ایمنی را مورد تأیید قرار می­دهد، بنابراین قرار­گرفتن در معرض استرسور­ها، می­تواند فرآیندهای معینی از ایمنی را افزایش دهند [9]. مطالعه Nielsen و همکاران نشان داد که رویدادهای استرس­زای زندگی عامل خطری برای پیش بینی ابتلاء به بیماری MS است [28]. Grant و همکاران نیز بالا بودن میزان وقایع استرس­زا را 6 ماه قبل از شروع بیماری MS در گروه نمونه نشان داده­اند [29].
براساس یافته­های این پژوهش مدت بیماری نیز در شدت ناتوانی بیماری نقش دارد. نظر به اینکه افراد مبتلا به بیماری MS در طول دوره بیماری گاهی دچار نوسان در ثبات درونی شده و مواردی از قبیل؛  فرآیند درمان و غیر قابل پیش­بینی بودن حمله­های بیماری، کاهش توانمندی­های پیشین و طلب کمک از دیگران، برخی  مشکلات دیگر نظیر از دست دادن کار و عوارض ناشی از مصرف داروهایی که در درمان به­کار می­روند ذهن این افراد را  به خود مشغول می­کند و زمینه استرس و اضطراب فراهم می­گردد؛ بنابراین سطح بالایی از استرس [25]، و از سویی سطوح پایین حمایت اجتماعی، و تشدید بیماری / درمان دارویی،  با افزایش افسردگی و ناراحتی عاطفی به همراه می­باشد [30] و این در حالی است که بر سطوح سلامتی تأثیرگذار است. از طرف دیگر افراد مبتلا به بیماری MS به دلیل غیرقابل پیش­بینی بودن حمله­های بیماری همواره درگیری ذهنی در رابطه با پیشایندها و کنترل­ناپذیری حمله­ها دارند [31]. این موارد در تأیید یافته­های پژوهش حاضر برمی­آید؛ که این احتمال وجود دارد افراد مبتلا به MS که از سیستم بازداری رفتاری فعال­تری برخوردار هستند، مستعد پیشرفت علائم بیماری MS می­باشند؛ از سوی دیگر در برخورد با رویدادهای استرس­زای زندگی این افراد دچار اضطراب شدیدتری شده، علاوه بر اینکه احساس فقدان کنترل بر موقعیت به آنها دست می­دهد. این موارد در طی دوره بیماری تأثیر بسزایی بر بروز حمله­ها و پیشرفت بیماری می­تواند داشته باشد. بنابراین هر چقدر این روند ادامه داشته باشد، احتمال پیشرفت بیماری بیشتر می­شود. از این نظر، مدت بیماری نیز از عوامل تأثیر گذار بر شدت ناتوانی در بیماری MS محسوب می­شود.
شرکت تنها معدودی از بیماران در این پژوهش و عدم آگاهی بیماران از وضعیت دقیق بیماری MS از محدودیت­های این پژوهش محسوب می­شود؛ به منظور تحکیم یافته­ها پیشنهاد می‌شود که در تحقیقات آتی، جلسات روان­شناختی برای بیمارانی که به لحاظ شخصیتی مستعد اضطراب و افسردگی می­باشند مد نظر قرار گیرد. انجام چنین پژوهش­هایی در سایر بیماری­های جسمانی دیگر نیز پیشنهاد می­شود.
نتیجه‌گیری
با توجه به نتایج این بررسی مبنی بر این­که نمره بالای سیستم بازداری رفتاری در تعامل با رویدادهای استرس­زای زندگی در طی دوره بیماری احتمال دارد تأثیر بسزایی در بروز حمله­ها و پیشرفت بیماری MS داشته­باشد، انجام آموزش­های مربوط به مشکلات روان­شناختی می­تواند نقش مؤثری در کاهش اضطراب در برخورد با رویدادهای استرس­زای زندگی این بیماران داشته باشد. تشویق بیماران به شرکت در فعالیت­های اجتماعی و برگزاری جلسات مشاوره گروهی، راه­های مؤثر ارتقای بهداشت روان و پیشگیری از مشکلات روانی بیماران است. 
تشکر و قدردانی
از پرسنل انجمن MS شهر شیراز و شهرستان فسا که جهت همکاری در اجرای پژوهش و جمع­آوری داده­ها ما را یاری نمودند و از کلیه بیماران MS که به عنوان شرکت­کننده در این پژوهش مشارکت داشته­اند، کمال تشکر و سپاس به عمل می­آید.
 
 
 
 
 
References[j1] 
 
 
  1. Brochet B, editor. Neuropsychiatric Symptoms of Inflammatory Demyelinating Diseases. Springer. 2015.
  2. Giovannetti AM, Brambilla L, Torri Clerici V, Antozzi C, Mantegazza R, Černiauskaitė M, Confalonieri P. Difficulties in adjustment to multiple sclerosis: vulnerability and unpredictability of illness in the foreground. Disabil Rehabil 2017; 39(9): 897-903.
  3. Harbige LS, Sharief MK. Polyunsaturated fatty acids in the pathogenesis and treatment of multiple sclerosis. Br J Nutr 2007; 98(S1): S46-53.
  4. Evers AW, Verhoeven EW, van Middendorp H, Sweep FC, Kraaimaat FW, Donders AR, et al. Does stress affect the joints? Daily stressors, stress vulnerability, immune and HPA axis activity, and short-term disease and symptom fluctuations in rheumatoid arthritis. Ann Rheum Dis2014; 73(9): 1683-8.
  5. Morph, Caroline, Ydvk, Özlem. Personality Psychology: findings, new approaches, Andazayndh eyes. 2012. [Farsi]
  6. Karagkouni A, Alevizos M, Theoharides TC. Effect of stress on brain inflammation and multiple sclerosis. Autoimmun Rev 2013; 12(10): 947-53.
  7. Corr PJ, Cooper AJ. The Reinforcement Sensitivity Theory of Personality Questionnaire (RST-PQ): Development and validation. Psychol Assess 2016; 28(11): 1427.
  8. McNaughton N, Corr PJ. The neuropsychology of fear and anxiety: A foundation for reinforcement sensitivity theory. Rein Sens Theo Perso2008; 44-94.
  9. Mitsonis CI, Zervas IM, Mitropoulos PA, Dimopoulos NP, Soldatos CR, Potagas CM, Sfagos CA. The impact of stressful life events on risk of relapse in women with multiple sclerosis: a prospective study. Eur Psychiatry2008; 23(7): 497-504.
  10. Karagkouni A, Alevizos M, Theoharides TC. Effect of stress on brain inflammation and multiple sclerosis. Autoimmun Rev2013; 12(10): 947-53.
  11. Dennison L, Moss-Morris R, Chalder T. A review of psychological correlates of adjustment in patients with multiple sclerosis. Clin Psychol Rev2009; 29(2): 141-53.
  12. McIntosh RC, Ironson G, Antoni M, Fletcher MA, Schneiderman N. Alexithymia, assertiveness and psychosocial functioning in HIV: implications for medication adherence and disease severity. AIDS Behav2016; 20(2): 325-38.
  13. Hatamloo M, Babapour-Kheirodin J. Comparing the behavioral activation/inhibition systems and personality traits among the diabetic and non-diabetic women. Kaums Journal 2014; 18(3):239-46.
  14. Bruce JM, Lynch SG. Personality traits in multiple sclerosis: association with mood and anxiety disorders. J Psychosom Res2011; 70(5): 479-85.
  15. Moradi K, Agha Yousefi A R, Alipour A, Bahrami P. A comparision of Brain-Behavioral Systems in patients with multiple sclerosis and normal individuals. yafte 2016; 18 (1) :65-73.
  16. Tabachnick  BG, Fidell  LS. Using multivariate statistics. Boston: Pearson Education 2007; pp 123.
  17. Jackson CJ. Jackson-5 scales of revised Reinforcement Sensitivity Theory (r-RST) and their application to dysfunctional real world outcomes. J Res Pers2009; 43(4): 556-69.
  18. Hussaini J. Salehi S. Rasouli Azad M. Psychometric properties of five factor questionnaire. J Res Psych Heal2012; 3(6): 73-60. [farsi]
  19. Holmes TH, Rahe RH. The social readjustment rating scale. J Psychosom Res1967; 11(2): 213-8.
  20. Houri N, haghighi S, Amini M, Zare M, Abazari P, Hassanzadeh A. The relationship between the number of stressful events of life with diabetes. IGT impaired glucose metabolism of patients with type 2 diabetes. Iran J End Met2013; 1 (37):17-23. [Farsi]
  21. Kurtzke JF. Rating neurologic impairment in multiple sclerosis an expanded disability status scale (EDSS). Neurol1983; 33(11): 1444.
  22. Rasouli fard P, Mohammad Khani Gh, Farah S, Sahraeian MA, Hlayy Sh, Shamil Shoshtari S. The effect of duration of multiple sclerosis and the widespread failure on the P300. Audiol2013; 22(2): 55-62. [Farsi]
  23. Levita L, Bois C, Healey A, Smyllie E, Papakonstantinou E, Hartley T, Lever C. The Behavioural Inhibition System, anxiety and hippocampal volume in a non-clinical population. Biol Mood Anxiety Disord 2014; 4(1): 4.
  24. Caseras X, Avila C, Torrubia R. The measurement of individual differences in behavioural inhibition and behavioural activation systems: a comparison of personality scales. Pers Individ Dif 2003; 34(6): 999-1013.
  25. Gray JA. The psychophysiological basis of introversion-extraversion. Behav Res Ther1970; 8(3): 249-66.
  26. Kimbrel NA, Mitchell JT, Nelson-Gray RO. An examination of the relationship between behavioral approach system (BAS) sensitivity and social interaction anxiety. J Anxiety Disord 2010; 24(3): 372-8.
  27. Moradi K, Agha Yousefi A R, Alipour A,
    Bahrami P. A comparision of Brain-Behavioral Systems in patients with multiple sclerosis and normal individuals. yafte 2016; 18 (1) :65-73
    .
  28. Nielsen NM, Bager P, Simonsen J, Hviid A, Stenager E, Brønnum-Hansen H, et al. Major stressful life events in adulthood and risk of multiple sclerosis. J Neurol Neurosurg Psychiatry 2014; 85(10): 1103-8.
  29. Grant I, Brown GW, Harris T, McDonald WI, Patterson T, Trimble MR. Severely threatening events and marked life difficulties preceding onset or exacerbation of multiple sclerosis. J Neurol Neurosurg Psychiatry 1989; 52(1): 8-13.
  30. Kimbrel NA, Mitchell JT, Nelson-Gray RO. An examination of the relationship between behavioral approach system (BAS) sensitivity and social interaction anxiety. J Anxiety Disord 2010; 24(3): 372-8.
Buhse M, Banker WM, Clement LM. Factors associated with health-related quality of life among older people with multiple sclerosis. Int J MS Care2014; 16(1): 10-9.


The Role of Brain/Behavioral Systems (BIS/BAS), Stressful Life Events, and Disease Duration in Predicting Disease Symptoms Severity in Individuals Suffering from Multiple Sclerosis in Shiraz City, 2014
 
 
R. Abdi[4], Gh.R. Chalbianloo[5],  R. Pak[6]
 
Received: 14/10/2017  Sent for Revision: 23/12/2017    Received Revised Manuscript: 10/03/2018              Accepted: 19/03/2018
 
Background and Objectives: Behavioral Inhibition System (BIS) brings about an increase in excitation, evoking emotional states of anxiety, and experiencing negative emotions; and it seems individuals who have activeBehavioral Inhibition System, feel more anxiety in confrontation with stressful events. On the other hand, being exposed to stressful life can weaken various functions of immune system. Thus, the present study was conducted aiming to investigate the role of brain/behavioral systems (BIS/BAS), stressful life events, and disease duration in predicting disease symptoms severity in individuals suffering from Multiple Sclerosis (MS) in Shiraz city, 2014.
 Materials and Methods: The present research design was of descriptive type; and statistical population  consisted of all the patients suffering from MS in Shiraz city in the first half of 1394, among whom 162 patients were included in this research through purposive sampling method. Jackson-5 scales, Stressful Life Events Scale, and Expanded Disability Status Scale (EDSS) questionnaires were utilised as the research tools. Data were analyzed using descriptive statistics (mean ± standard deviation), Pearson’s correlation coefficient test, and hierarchical regression.
Results: According to the obtained results, BIS (p<0.001), stressful life events (p<0.001), and disease duration (p<0.001) were significantly effective on the disability severity score of MS disease.
Conclusion: The findings are indicative of high scores of BIS in interaction with stressful life events during the disease period; some psychological devises reduce the anxiety caused by stressful life events, and can be regarded as influential steps toward the patients' mental health.
Key words: Multiple Sclerosis, Brain/behavioral systems, Stressful events, Disease duration, Shiraz
 
Funding: This study did not have any funds.
Conflict of interest: None declared.
Ethical approval: The Ethics Committee of Shahid Madani University of Azerbaijan approved the study.
 
How to cite this article: Abdi R, Chalbianloo Gh.R, Pak R. The Role of Brain/Behavioral Systems (BIS/BAS), Stressful Life Events, and Disease Duration in Predicting Disease Symptoms Severity in Individuals Suffering from Multiple Sclerosis in Shiraz City, 2014. Univ Med Sci 2018; 17 (3): 213-24.[Farsi]
 
 
[1]- (نویسنده مسئول) استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
تلفن: 34327534 -041، دورنگار: 34327534 –041، پست الکترونیکی: r.abdi@azaruniv.ac.ir
[2]- استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
[3]- کارشناس ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
 
[4] - Assistant Prof., Dept. of Psychology, Faculty of Education and Psychology, Shahid Madani University of Azerbaijan, Tabriz, Iran, ORCID: 0000-0002-7121-2516
(Corresponding Author) Tel: (041) 34327534, Fax: (041) 34327534, E-mail: r.abdi@azaruniv.ac.ir
[5] Assistant Prof., Dept. of Psychology, Faculty of Education and Psychology, Shahid Madani University of Azerbaijan, Tabriz, Iran, ORCID: 0000-0002-3397-4122
[6] - MSc in Psychology, Faculty of Education and Psychology, Shahid Madani University of Azerbaijan, Tabriz, Iran, ORCID: 0000-0003-0681-6441

 [j1]رفرنس شماره 1 و 5 مطابق با فرمت مجله نگارش و تکمیل گردد.
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: روانپزشكي
دریافت: ۱۳۹۶/۵/۳ | پذیرش: ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ | انتشار: ۱۳۹۷/۳/۹

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA code

ارسال پیام به نویسنده مسئول


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved | Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb