جلد 20، شماره 4 - ( 4-1400 )                   جلد 20 شماره 4 صفحات 435-450 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Heidarzadeh A, Dehghan M, Loripoor M, Ghanbari S. The Relationship between Pattern of Nutrition and Premenstrual Syndrome and Dysmenorrhea in Girl Students of Rafsanjan University of Medical Sciences in 2018: A Descriptive Study. JRUMS. 2021; 20 (4) :435-450
URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-5948-fa.html
حیدرزاده اعظم، دهقان مه لقا، لری پور مرضیه، قنبری سهیلا. بررسی ارتباط الگوی تغذیه دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان با سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره اولیه در سال 1397: یک مطالعه توصیفی. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. 1400; 20 (4) :435-450

URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-5948-fa.html


رفسنجان بلوار جمهوری
متن کامل [PDF 325 kb]   (159 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (212 مشاهده)
متن کامل:   (125 مشاهده)
مقاله پژوهشی
مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
دوره 20، تیر 1400، 450-435
 
بررسی ارتباط الگوی تغذیه دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان با سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره اولیه در سال 1397: یک مطالعه توصیفی
 
 
اعظم [j1] حیدرزاده[1]، مه لقا دهقان[2]، مرضیه لری‌پور[3]، سهیلا قنبری[4]
 
 
دریافت مقاله:12/02/1400  ارسال مقاله به نویسنده جهت اصلاح: 22/02/1400 دریافت اصلاحیه از نویسنده: 05/04/1400       پذیرش مقاله: 07/04/1400
 
 
 
 
چکیده
زمینه و هدف: سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره تأثیرات منفی بر روی کارآیی فردی و اجتماعی افراد مبتلا دارد. طبق مرور پیشینه انجام شده تغذیه میتواند نقشی اساسی در شیوع و شدت سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره داشته باشد، لذا این مطالعه با هدف تعیین ارتباط الگوی تغذیه دانشجویان دختر با سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره اولیه انجام شد.
مواد و روش­ها: در این مطالعه­ توصیفی، 314 نفر از دانشجویان دختر گروه­های علوم پزشکی رفسنجان در سال 1397 به صورت سهمیه­ای شرکت داشتند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک و پرسشنامه غربالگری علائم قبل از قاعدگی (Premenstrual Symptoms Screening Tool) و مقیاس سنجش دیسمنوره جمع­آوری شد. اطلاعات پس از جمع‌آوری وارد نرم­افزار SPSS نسخه 18شده و سپس با استفاده از ضریب همبستگی Pearson آنالیز شدند.
یافته‌ها: میانگین مصرف مواد غذایی مختلف در روز 16/1664±21/3208 گرم، نمره سندرم پیش از قاعدگی 99/10±67/27 و دیسنموره 37/2±47/5 بوده است. از میان گروه­های مختلف غذایی تنها بین مصرف لبنیات و سندرم پیش از قاعدگی ارتباط ضعیف، معکوس و معنی‌داری وجود داشت (005/0=p 164/0-= .r). همچنین هیچ ارتباط معنی‌داری بین نمره دیسمنوره با الگوهای غذایی وجود نداشت.
نتیجه­گیری: با افزایش مصرف لبنیات توسط دانشجویان دختر، سندرم قبل از قاعدگی در این دانشجویان کاهش می‌یابد که با توجه به ضعیف بودن این ارتباط در مطالعه حاضر نیاز به پژوهش‌های بیش‌تر در این زمینه وجود دارد.
واژه­های کلیدی: سندرم پیش از قاعدگی، دیسمنوره، تغذیه، دانشجویان
 
 
مقدمه
سندرم پیش از قاعدگی (Premenstrual Syndrome; PMS)، میلیون­ها زن را درگیر می­کند و به­عنوان مهمترین اختلال در زنان شناخته شده است [1]. میزان دقیق شیوع PMS ناشناخته است، اما تخمین زده می­شود که بالای 90 درصد از زنانی که در سنین باروری قرار دارند، برخی از علائم آن را پیش از قاعدگی تجربه می­کنند. در بررسی داخل کشور میزان شیوع این سندرم در دانشجویان بین 66 تا 82 درصد گزارش شده است [2]. این سندرم با تغییرات دوره­ای در وضعیت جسمی، روانی و رفتاری زنان ظاهر می‌شود [3]. طیف علائم این سندرم آنقدر وسیع است که تمام عملکرد نرمال یک زن را می­تواند تحت تأثیر قرار دهد [4]. مطالعات متعدد حاکی از اثرگذاری PMS بر زندگی روزانه، عملکرد اجتماعی و فعالیت کاری گروه­های مختلف زنان است [5].
آسیب­شناسی PMS هنوز به طور کامل درک نشده است. پیشنهاد شده است که PMS از تخمک گذاری ناشی می­شود و ممکن است به دلیل فعل و انفعالات استروئیدی تخمدان مربوط به اختلال عملکرد انتقال دهنده عصبی باشد. عوامل موثر در این امر شامل حساسیت سیستم عصبی مرکزی به هورمون­های تولید مثل، زمینه ژنتیکی، شاخص­های تغذیه­ای و عوامل روانی-اجتماعی هستند. در این راستا، عوامل تغذیهای قابل اصلاح­ترین پارامترهایی هستند که می­توانند به عنوان یک استراتژی در مدیریت PMS در نظر گرفته شوند [6]. نتیجه مطالعه Darabi و همکاران نشان داد علائم PMS با مصرف شیر و لبنیات ارتباط دارد و مصرف آن را توصیه میکند [7]. همچنین Purdue-Smithe و همکاران نشان دادند که PMS با مصرف کافئین ارتباط ندارد و توصیه­های فعلی برای کاهش مصرف کافئین در زنان نمیتواند باعث کاهش شیوع PMS شود [8]، از طرفی انجمن متخصصین بهداشت باروری و کنگره زنان و زایمان آمریکا پیشنهاد کردهاند زنان مبتلا به سندرم PMS به طور مکرر از کربوهیدرات­های پیچیده که سرشار از فیبر هستند استفاده کرده و برای بهبود شدت علائم مصرف قند را کاهش دهند [9]؛ این در حالی است برخی از مطالعات یافته­های متناقصی را گزارش کرده­اند [10-9].
دیسمنوره یا قاعدگی دردناک نیز یکی دیگر از شایع­ترین مشکلات زنان است و تقریباً 50 درصد زنان آن را تجربه میکنند. این مسأله باعث می­شود بیش از 10 درصد زنان در فعالیت­های روزانه خود دچار ناتوانی شوند [11]. دیسمنوره ممکن است با سردرد، سرگیجه، اسهال، احساس نفخ، تهوع، استفراغ و پادرد و کمردرد همراه باشد. همه این نشانه­ها به طور منفی بر زندگی فرد اثر می­گذارد و ممکن است به حد کافی شدید باشد که باعث شود فرد تمام مدت در بستر بماند [12]. این عارضه موجب مشکلات اجتماعی، اقتصادی، جسمانی و روانی گسترده می­گردد و به عنوان یکی از علل مهم کم­شدن کارآیی زنان کارمند و غیبت آنان در محل کار و تحصیل مطرح است [13]. در مورد عوامل رژیم غذایی، چندین مطالعه قبلی تأثیر احتمالی بین مصرف برخی از غذاها و دیسمنوره را تجزیه و تحلیل کرده و نقش افزایش مصرف میوهها، سبزیجات، ماهی و لبنیات را در برابر درد قاعدگی برجسته کرده­اند [15-14] علاوه براین یافته‌های مطالعه Abdul-Razzak و همکاران نیز تأثیر مثبت کلسیم در کنترل دیسمنوره اولیه را گزارش کرده‌اند [16]. با این حال، شواهد در مورد این موضوع در حال حاضر محدود باقی مانده و نیازمند تحقیقات بیش‌تری است [17].
طبق بررسی متون پیشینه انجام شده توسط محقیقن، مطالعات محدودی ارتباط بین الگوهای غذایی و PMS و دیسمنوره را بررسی کردهاند [18 ،6]. اخیراً، تمرکز بر رویکردهای الگوی غذایی به عنوان یک روش جایگزین برای ارزیابی ارتباط بین رژیم غذایی و خطر بیماری در نظر گرفته شده است. برخلاف رویکرد تک غذایی، الگوهای غذایی، مصرف عادی افراد را با توجه به نسبت، دفعات و تنوع غذا، نوشیدنی­ها و مواد مغذی اعلام می­کنند. اگرچه تجزیه و تحلیل­های تک غذایی نتایج ارزشمندی را به همراه دارند، اما با محدودیت­های مفهومی و روش شناختی روبرو می­شوند. از آنجا که افراد به جای مواد غذایی جدا شده، غذا را به صورت وعده­های غذایی مصرف می­کنند، اثر مواد مغذی و غذایی میتواند هم­افزایی داشته باشد یا با یکدیگر تعامل داشته باشد، که این امر می­تواند مانع بررسی اثرات جداگانه آن‌ها شود. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل تک غذایی می­تواند با تأثیر الگوهای رژیم غذایی اشتباه گرفته شود [18]؛ با توجه به این که دانشجویان دختر در برههای از دوره زندگی خود هستند که کاهش کارآیی آن‌ها میتواند اثرات نا مطلوبی بر آینده آن‌ها و بالطبع جامعه داشته باشد شناخت رابطه بین الگوی تغذیه این قشر با سندرم پیش از قاعدگی آن‌ها ضروری به نظر میرسد [13] از طرف دیگر، الگوهای غذایی ممکن است بر اساس فرهنگ، جغرافیا و اعتقادات جمعیت­های مختلف متفاوت باشد [6]، لذا با توجه به مطالب فوق مطالعه حاضر به منظور تعیین ارتباط الگوی تغذیه دانشجویان دختر با سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره اولیه طراحی و انجام شده است.  
مواد و روش­ها
این پژوهش مطالعه­ای توصیفی همبستگی است. جامعه این مطالعه را کلیه دانشجویان دختر دانشکده­های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1397 که در مجموع 1253 نفر بودند، تشکیل می­دادند. نمونه پژوهش با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران و با درنظر گرفتن 1253N: ؛ z: ۱.۹۶؛ p=q: 0.5؛ d: 0.05، تعداد 300 نفر تعیین گردید و در مجموع 313 نفر وارد مطالعه شدند. ابتدا این پژوهش با کد اخلاق IR.RUMS.REC.1397. 044 در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان به تصویب رسید. سپس لیستی از تعداد دانشجویان دختر در هر دانشکده تهیه شد و سپس متناسب با جمعیت هر دانشکده، تعداد نمونه دانشکدهها تعیین گردید. نمونه­گیری به صورت سهمیه­ای با مراجعه به دانشکده­ها و خوابگاه­ها صورت گرفت که سعی شد برای مشارکت حداکثر دانشجویان در ساعت مناسب پرسشنامهها در اختیار دانشجویان قرار گیرد.

معیارهای ورود به مطالعه شامل تمایل به شرکت در مطالعه، سن شروع قاعدگی 15 -11 سال، حداقل سن 18 سال، عدم ابتلاء به بیماری­های جسمی و روانی شناخته شده و تأیید شده و یا تحت درمان از قبیل بیماریهای غدد (هیپو هیپرتیروئیدی، سندرم تخمدان پلی‌کیستیک)، متابولیک (گالاکتوزومی، فنیل کتون اوری)، صرع، نداشتن هر گونه اختلال قاعدگی درسه دوره قاعدگی قبلی، عدم استفاده از داروهای آرامبخش، خواب آور، هورمونی مانند داروهای ضدبارداری خوراکی، پروژستینها، ضدالتهاب غیراستروئیدی مانند ناپروکسن، استیل‌سالیسیلیک اسید و ایبوپروفن، دیورتیک، تجربه نکردن حوادثی از قبیل فوت نزدیکان و اعمال جراحی درسه ماه قبل از ورود به مطالعه، عدم تغییر رژیم غذایی معمول در طی 3 ماه قبل و عدم شروع دیسمنوره بعد از 20 سالگی بود.
در این مطالعه به منظور دستیابی به اهداف پژوهش از 4 پرسشنامه شامل 1- مشخصات دموگرافیک 2 - پرسشنامه غربالگری علائم قبل از قاعدگی (Premenstrual Symptoms Screening Tool)، 3- مقیاس دیداری درد و 4- پرسشنامه استاندارد بسامد خوراک (Food Frequency Questionnaire) استفاده شد.
مشخصات دموگرافیک شامل سن، شهر محل تولد و زندگی، تعداد فرزندان خانواده، رتبه تولد، رشته تحصیلی، سنوات تحصیل، وزن، قد، شاخص توده بدنی (شاخص توده بدنی یا BMI از تقسیم وزن (کیلوگرم) به مربع قد (متر) محاسبه گردید [6]، مقطع تحصیلی، سال تحصیلی، وضعیت تأهل، خوابگاهی یا غیرخوابگاهی، میزان فعالیت جسمانی، رژیم غذایی خاص بود.
پرسشنامه PSST شامل ۱۹ سؤال در دو بخش است. بخش اول پرسشنامه دارای ١٤ سوال مرتبط با علایم جسمی و روانی است و بخش دوم تأثیر این علائم را بر زندگی افراد می­سنجد و شامل 5 سؤال است. سؤالات این پرسشنامه در مقیاس چهار درجه­ای اصلا، خفیف، متوسط و شدید قرار­دارند به طوری که از صفر تا ۳ نمره بندی شدند. جهت تشخیص PMS متوسط یا شدید سه شرط ذیل باید با هم وجود داشته باشد: 1- از گزینه ١ تا ٤ حداقل یک مورد متوسط یا شدید باشد، 2- علاوه بر مورد قبلی از گزینه ١ تا ١٤ حداقل ٤ مورد متوسط یا شدید باشد و 3- در بخش تأثیر علائم بر زندگی ( ۵ گزینه آخر) یک مورد متوسط یا شدید وجود داشته باشد. برای قرارگیری در گروه متوسـط تا شدید فرد باید واجد شروط زیر با هم باشد: الف( از 4سوال اول حداقل به یک مورد پاسـخ متوسـط یـا شـدید داده شـده باشـد. ب) از 14سـوال اول حداقل به 4مـورد پاسـخ متوسـط یـا شـدید داده باشد. ج) از 5 سوال آخر حداقل به یک مورد پاسخ متوسط یا شـدید داده باشـد و سـایر افـراد مبـتلا در گروه خفیف قرار می‌گیرند. روایی و پایایی این ابزار توسط siabazi و همکاران در سال 1390 مورد بررسی قرارگرفته است. در آزمون پایایی این ابزار مقادیر آلفا کرونباخ 9/0 به دست آمد. مقادیر نسبت روایی و شاخص روایی محتوا به ترتیب 7/0 و 8/0 گزارش شده است [19]. لازم به ذکر است مقدار آلفای کرونباخ پرسشنامه PSST در مطالعه حاضر 87/0 بود.
برای سنجش دیسمنوره از مقیاس دیداری درد استفاده شد. مقیاس دیداری سنجش شدت درد جهت تعیین شدت درد در بیماران است که به صورت خط­کش10 سانتی­متری مدرج است. ابزار دیداری سنجش درد پر کاربردترین مقیاس سنجش درد در دنیا است، علاوه بر روایی و پایایی استاندارد، مهمترین خصیصه این ابزار سادگی استفاده از آن می باشد. کسب نمره 3-1 نشان دهنده درد خفیف،  7-4  درد متوسط و 10-8 نشان دهنده درد شدید است [20]. در مطالعات متعددی در خارج از کشور روایی و پایایی علمی این ابزار تأیید شده است [11] و در ایران نیز پایایی این مقیاس با ضریب همبستگی 88/0 r=  مورد تأیید قرار گرفته است [21].
دریافت غذایی معمول با استفاده از FFQ ارزیابی شد. این پرسشنامه بر پایه ساختار پرسشنامه Willett طراحی و براساس اقلام غذایی ایرانی تعدیل شده و حاوی سؤالاتی در زمینه میانگین بسامد مصرف اقلام غذایی با توجه به واحد غذایی استاندارد و یا مقداری که به طور معمول برای مردم جامعه آشناتر است، در طول یک سال گذشته می­باشد. FFQ شامل 147 ماده غذایی است که اقلام غذایی مانند حبوبات، انواع گوشت­ها و روغن­ها، برنج و غیره است و غذاهای مخلوط مانند سالادها، سوپ­ها، خورشت­ها و غیره به جز پیتزا را در برندارد. در قالب این پرسشنامه، افراد می­توانند پاسخ­هایشان را به صورت دفعات مصرف در روز (مثل نان) یا هفته (برنج و گوشت) یا ماه (مثل ماهی) یا سال (مثل گوشت‌های احشایی) یا به صورت هرگز گزارش دهند. اقلام غذایی FFQ و یادآمد غذایی 24 ساعته بر مبنای مقدار مواد مغذی گرو ه­بندی شده اند. گروه­های غذایی مورد بررسی در مطالعه حاضر از مطالعه Hosseini-Esfahani و همکاران استخراج گردید. در این مطالعه مواد غذایی به هفده گروه غذایی تقسیم شده­اند که بدین شرح می­باشد: 1) غلات کامل 2) غلات تصفیه شده 3) سیب­زمینی 4) محصولات لبنی 5) سبزی­ها 6) میوه­ها 7) حبوبات 8) گوشت‌ها 9) مغزها 10) روغن­های جامد 11)روغن­های مایع 12) چای و قهوه 13) شور و ترشی­ها 14) قندهای ساده 15) عسل و مربا 16) نوشابه­ها (17 دسرها و اسنک­ها. هر غذا طبق دستورالعمل برنامه Nutritionist III(N3)) کدگذاری شده و جهت ارزیابی مقدار انرژی و مواد مغذی وارد برنامه N3گردید. روایی و پایایی این ابزار در مطالعه Hosseini-Esfahani و همکاران مورد بررسی قرار گرفته است. ضریب همبستگی اسپیرمن بعد از تعدیل اثر سن وDeattenuated  برای روایی نسبی FFQاز 1/0 (چربی جامد) تا 77/0 (قندهای ساده) در مردان با میانگین 44/0 و از 12/0 (اسنک­ها) تا 79/0 (قندهای تصفیه شده) در زنان با میانگین 42/0 متغیر بود. میانگین ضریب همبستگی Intraclass پس از تعدیل اثر سن و انرژی دریافتی بـرای پایـایی FFQ، در مردان 51/0، (بالاترین مقدار در چای 91/0) و در زنان 59/0، (بالاترین مقدار قندهای تصفیه شده 74/0) بود. میانگین درصد عدم توافق در مردان 3/7 و در زنان 3/9 بود. بیش‌ترین درصد توافق برای گروه‌های غذایی اسنک‌ها و دسرها در مردان (6/60 درصد) و چای و قهوه در زنان (9/62 درصد) گزارش شده است [22].
اطلاعات پس از جمعآوری وارد نرمافزار SPSS نسخه 18شد. از شاخص‌های مرکزی (میانگین و انحراف معیار) و پراکندگی (حداقل و حداکثر) جهت توصیف متغیرهای مطالعه استفاده شد. با توجه به این که براساس آزمون کولموگروف اسمیرنوف متغیرهای سندرم پیش از قاعدگی، دیسمنوره و انواع مواد غذایی از توزیع نرمال پیروی می‌کرد جهت بررسی ارتباط بین الگوی تغذیهای با سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد. سطح معنی‌داری در آزمون­ها 05/0 درنظر گرفته شد.
نتایج
در مجموع 314 دانشجوی دختر دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در مطالعه شرکت کردند. میانگین سن 13/3±82/21 ، سن اولین قاعدگی 39/1±26/13، و متوسط شاخص توده بدنی دانشجویان 71/3±17/22 بود. 5/87 درصد از آن‌ها مجرد بودند. اکثریت متعلق به خانواده‌ای سه فرزندی بودند (4/34 درصد) و رتبه تولد اکثریت اول بود (7/38 درصد) (جدول 1).
جدول 1- خصوصیات دموگرافیک دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1397
متغیر میانگین انحراف معیار
سن 82/21 13/3
سن اولین قاعدگی 26/13 39/1
وزن 47/58 12/10
قد 40/162 92/5
شاخص توده بدنی 17/22 71/3
معدل کل 53/16 13/1
  فراوانی درصد معتبر
وضعیت تأهل    
مجرد 274 5/87
متأهل 39 5/12
تعداد فرزندان خانواده    
یک 8 6/2
دو 81 26
سه 107 4/34
چهار 60 3/19
پنج و بیش‌تر 55 7/17
رتبه تولد    
یک 103 7/38
دو 59 2/22
سه 47 7/17
چهار 24 9
پنج و بیش‌تر 33 4/12
سال تحصیلی    
اول 44 6/14
دوم 77 5/25
سوم 87 8/28
چهارم 65 5/21
پنجم 7 3/2
ششم 15 5
هفتم 7 3/2
رشته تحصیلی    
پرستاری 38 3/12
پزشکی 42 6/13
مامایی 48 5/15
هوشبری 16 2/5
آزمایشگاهی 33 7/10
بهداشت 50 2/16
اتاق عمل 31 10
رادیولوژی 29 4/9
دندان پزشکی 22 1/7
مقطع تحصیلی    
کارشناسی 226 7/72
کارشناسی ارشد 14 5/4
دکتری حرفه ای و تخصصی 71 8/22
ورزش و پیاده روی    
مرتب 34 11
گاهی 254 2/82
اصلاً 21 8/6
 
میانگین مصرف مواد غذایی مختلف در روز 16/1664±21/3208 گرم بود. از میان گروه‌های مختلف غذایی بیش‌ترین گروه غذایی مورد استفاده در روز میوه‌ها با میانگین 21/597 گرم در روز و کمترین گروه غذایی مورد استفاده گروه عسل-مربا با میانگین 3/8 گرم در روز بود (جدول 2).
 
 
جدول 2- الگوی تغذیه دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1397
گروه های غذایی (گرم در روز) حداقل حداکثر میانگین انحراف معیار
غلات کامل 0 53/1742 87/316 84/308
غلات تصفیه شده 54/12 71/1128 46/380 86/164
سیب زمینی 8/0 72/219 72/39 56/41
لبنیات 88/44 8/2093 56/489 75/343
سبزیجات 62/24 29/1888 93/288 15/233
میوه­ها 5/14 97/4859 21/597 07/713
حبوبات 25/11 14/898 88/136 72/121
گوشت 02/20 69/1383 14/139 35/119
مغزها 02/0 25/118 28/13 67/18
روغن جامد 0 62/145 79/16 8/19
روغن مایع 0 86/64 33/10 49/8
چای-قهوه 0 2520 15/443 8/364
شوریجات-ترشیجات 79/0 7/510 66/60 20/80
قند ساده 0 43/96 22/8 32/8
عسل-مربا 0 88 3/8 49/10
نوشابه-آبمیوه 0 67/1216 87/137 83/142
اسنک-دسر 69/5 64/1111 36/86 04/91
وزن کل 1/663 43/13883 21/3208 16/1664
انرژی 33/817 14/14911 86/3860 39/1945
 
 
در مجموع 235 نفر از دانشجویان (8/74 درصد) از سندرم پیش از قاعدگی متوسط تا شدید رنج می‌بردند و ما بقی (79 نفر، 2/25 درصد) دارای سندرم پیش از قاعدگی خفیف بودند یا PMS نداشتند. میانگین نمره سندرم پیش از قاعدگی 99/10±67/27، زیرمقیاس علائم خلقی، جسمی و رفتاری 04/8±08/21 و تأثیر علائم بر روند زندگی فردی 75/3±59/6 گزارش شده است، همچنین میانگین نمره دیسمنوره 37/2±47/5 بوده که 3/24درصد (76 نفر) از دانشجویان دیسمنوره شدید، 1/54 درصد (170 نفر) دیسمنوره متوسط، 3/21 درصد (67 نفر) دیسمنوره خفیف و 3/0 درصد (1نفر) بدون دیسمنوره بودند.
از میان گروه­های مختلف غذایی تنها بین مصرف لبنیات و سندرم پیش از قاعدگی ارتباط ضعیف، معکوس و معنی‌داری وجود داشت. به عبارتی با افزایش مصرف لبنیات، سندرم پیش از قاعدگی کاهش می­یافت و بالعکس (جدول 3). همچنین نتایج این مطالعه هیچ ارتباط معنی‌داری را بین میانگین نمره دیسمنوره با الگوهای غذایی نشان نداد.
 
 
جدول 3- ارتباط بین الگوی تغذیه با سندرم پیش از قاعدگی و دیسمنوره در دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال 1397
گروه های غذایی (گرم در روز) سندرم پیش ازقاعدگی دیسمنوره
ضریب همبستگی
پیرسون
مقدارP ضریب همبستگی
پیرسون
مقدارP
غلات کامل 021/0- 713/0 011/0 851/0
غلات تصفیه شده 040/0- 532/0 0011/0 999/0 <
سیب­زمینی 061/0- 292/0 012/0- 821/0
لبنیات 164/0- 005/0 072/0 213/0
سبزیجات 082/0- 140/0 043/0 544/0
میوه­ها 092/0- 125/0 001/0 986/0
حبوبات 070/0- 221/0 085/0 186/0
گوشت 022/0- 812/0 012/0- 824/0
مغزها 053/0 410/0 036/0 567/0
روغن جامد 051/0- 394/0 006/0- 92/0
روغن مایع 036/0- 577/0 023/0 787/0
چای-قهوه 041/0- 433/0 029/0 791/0
شوریجات-ترشیجات 022/0- 787/0 084/0 166/0
قند ساده 054/0 388/0 023/0 741/0
عسل-مربا 061/0- 264/0 074/0- 296/0
نوشابه ها-آبمیوه 001/0 991/0 023/0 744/0
اسنک-دسر 001/0- 983/0 034/0 631/0
وزن کل 110/0- 061/0 044/0 471/0
انرژی 071/0- 201/0 051/0 363/0
 
 
بحث
یافته­های پژوهش حاضر نشان داد که از میان گروه­های مختلف غذایی تنها بین مصرف لبنیات و PMS ارتباط ضعیف، معکوس و معنی‌داری وجود داشته است که هم راستا با نتایج مطالعات دیگر است [23، 7]. نتیجه مطالعه Darabi و همکاران نشان داد علائم PMS با مصرف شیر و لبنیات ارتباط دارد و مصرف آن را توصیه میکند [7]. همچنین نتایج چندین مطالعه دیگر نیز نشان دهنده ارتباط بین مصرف مواد یا مکمل­های حاوی کلسیم با کاهش PMS میباشد [29-24]. اگرچه تاکنون تحقیقات، توضیح قطعی برای پاتوفیزیولوژی PMS نیافته­اند، اما جالب توجه است که ارتباط بین تغییرات همئوستاز کلسیم با اختلالات عاطفی شناخته شده است [30]. از این رو پیشنهاد شده است که تغییرات جسمی‌و روانی در زنان مبتلا به PMS می­تواند با تغییرات متابولیسم کلسیم مرتبط باشد [31]. از سویی مطالعات نشان داده­اند که سطح کلسیم سرم در مراحل مختلف چرخه قاعدگی متغیر بوده و در مرحله فاز لوتئال پایین­تر از فاز فولیکولی است [32] و کمبود کلسیم در طول فاز لوتئال سیکل قاعدگی می­تواند علائم PMS را با ایجاد افسردگی، توهم و بی­قراری تشدید کند [33، 24].
نتایج پژوهش جاری بین میانگین مصرف ماهیانه غلات کامل و تصفیه شده، سیب زمینی، سبزیجات، میوه­جات، حبوبات، مغزها، ترشیجات و شوریجات با PMS تفاوت معنی‌داری نشان نداد. در رابطه با ارتباط مصرف این مواد غذایی با PMS نتایج ضد و نقیضی وجود دارد. به طوری که نتایج برخی از مطالعات نشان داده است که مصرف کربوهیدرات و فیبر در کاهش بروز PMS تأثیرگذار نبوده است [34، 10-9، 7] و یافته­های مطالعات دیگر نیز نشان داد بین میزان دریافت سبزیجات و میوه­ها با کاهش شدت علائم PMS ارتباط معنی‌داری وجود داشته است [34، 23]؛ این در حالی است که Elgzar و Ibrahim در یافته­های مطالعه خود ارتباط قوی و معکوس بین کربوهیدرات پیچیده و سبزیجات با PMS را گزارش کرده اند [35]؛ همچنین یافته­های مطالعه حاضر ارتباط آماری معنی‌داری بین مصرف عسل، مربا، قند ساده که کربوهیدرات ساده به شمار می­روند و نوشابه و آبمیوه با سندرم PMS نشان نداد که با نتایج مطالعات دیگر [36، 23] همسو می­باشد؛ این در حالی است که یافته‌های مطالعه Hashim و همکاران نشان داد که 71 درصد از زنانی که غذاهای شیرین مزه را با فراوانی بیش‌تری دریافت می‌کنند علائم PMS نیز در آن‌ها شدت بیش‌تری گزارش شده است [34] که مخالف با نتایج پژوهش حاضر است و این تفاوت می‌تواتد متأثر از ابزار متفاوت جمع‌آوری اطلاعات PMS باشد.
نتایج مطالعه حاضر نشان داد ارتباط معنی‌داری بین مصرف روغن جامد و مایع و گوشت که جزو گروه چربی‌ها به شمار می‌آید با کاهش PMS وجود نداشته است. تعداد کمی‌از مطالعات گذشته نگر به بررسی این موضوع پرداخته اند که به نتایج ضد و نقیضی در مورد ارتباط بین مصرف چربی‌ها با کاهش PMS رسیده اند. نتایج مطالعه Houghton و همکاران در سال 2017 در این رابطه با مطالعه حاضر همسو می‌باشد [36] و یافته‌های مطالعات دیگر نشان دادند که مصرف چربی‌ها و زیرمجموعه‌های آن با تشدید علائم PMS همراه بوده است [37، 34] که مخالف با نتایج پژوهش حاضر است و این تناقض احتمالاً متأثر از ابزار متفاوت جمع‌آوری اطلاعات مربوط به PMS و نیز تفاوت در جمعیت مورد بررسی است.
با توجه به آنچه بیان شد و بررسی مطالعات متعدد، در رابطه با مصرف لبنیات و مواد حاوی کلسیم و یا مکمل کلسیم با کاهش سندرم قبل از قاعدگی توافق نظر زیادی وجود دارد و مطالعه متناقضی در این زمینه یافت نشد، در حالی که در رابطه با مصرف سایر گروههای غذایی و ارتباط آن با PMS اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. اگرچه این نتایج متناقض می‌تواند متأثر از جمعیت مورد مطالعه، سن، نوع مطالعه و عوامل دیگر باشد اما وجه اشتراک و توافق نظر در مورد دریافت کلسیم که در این مطالعه هم دیده شد حائز اهمیت می­باشد.
یافته‌های مطالعه حاضر بین میانگین نمره دیسمنوره و هیچ کدام از گروه­های غذایی ارتباط آماری معنی‌داری را نشان نداد که هم راستا با نتایج مطالعه Monday و همکاران است [15]. این در حالی است که در زمینه دیسمنوره و ارتباط آن با الگوهای غذایی نتایج مطالعات بسیار ضد و نقیص است. برای نمونه یافته‌های برخی از مطالعات به ارتباط معنی‌داری بین فراورده‌های گوشتی با دیسمنوره اشاره کرده‌اند [38، 18]؛ نتایج مطالعه Barnard و همکاران نشان داد که یک رژیم غذایی گیاهی کم چرب می‌تواند شدت دیسمنوره را کاهش دهد [39]. یافته‌های مطالعه دیگر بر تأثیر مثبت دریافت لبنیات بر کاهش دیسمنوره اولیه  [16]، در حالی که یافته­های مطالعه دیگر رابطه منفی بین مصرف بیش از اندازه ماهی، تخم مرغ و میوه‌ها با دیسمنوره نشان دادهاند [40] همچنین یک مطالعه در دانشگاه Dumlupinar مصرف قهوه و سابقه خانوادگی دیسمنوره را به عنوان عوامل خطر در دیسمنوره یاد کرده‌اند [41]. یافته‌های پژوهشی دیگر نیز نشان داد شیوع دیسمنوره در دانشآموزانی که چای، کوکاکولا یا پپسی مصرف می­کردند بیش‌تر بوده است [42]. نکته قابل توجه در مطالعات مربوط به رژیم غذایی و دیسمنوره نیز توافق نظر اکثر مطالعات در مورد مصرف مواد حاوی کلسیم و مکمل کلسیم در جهت کاهش دیسمنوره نسبت به سایر گروههای غذایی میباشد [14]. به طوری که یافته­های برخی مطالعات [44-43] نشان دهنده تأثیر مثبت کلسیم در کاهش دیسمنوره است.
از محدودیت‌های پژوهش حاضر طراحی مقطعی مطالعه است که نتیجهگیری در مورد جهتگیری را محدود می‌کند همچنین میزان مصرف رژیم غذایی افراد با استفاده از FFQ ارزیابی شد که احتمال خطای اندازهگیری را با توجه به تعدد سؤالات و سنجش میزان مواد دریافتی در طی بیست و چهار ساعت گذشته افزایش میدهد. همچنین برای تشخیص دیسمنوره اولیه از ثانویه تنها از معیار سن استفاده شده است که می‌تواند موجب همپوشانی بین این دو نوع دیسمنوره شده باشد. پیشنهاد می­شود مطالعه بر روی جامعه بزرگتر با فرهنگ‌های مختلف و به صورت آینده نگر انجام شود تا ارتباط بین الگوی تغذیه و PMS و دیسمنوره بهتر مشخص گردد.
نتیجه‌گیری
با افزایش مصرف لبنیات توسط دانشجویان دختر، سندرم قبل از قاعدگی در این دانشجویان کاهش می­یابد که با توجه به ضعیف بودن این ارتباط در مطالعه حاضر، نیاز به پژوهشهای بیش‌تر در این زمینه وجود دارد.
تشکر و قدردانی
پژوهشگران بر خود لازم میدانند از دانشجویانی که در جمع‌آوری اطلاعات و معاونت محترم پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان که حمایت‌های مالی برعهده داشتند، صمیمانه تشکر و قدرانی نمایند.
 
References
 
 
 
[1] Valiani M. Comparison the Effects of aerobic exercise and vitamin b6 in severity of symptoms of premenstrual syndrome in non-athlete girls. CMJA 2013; 3(3): 552-62.  [Farsi]
[2] Farhadi Nasab, A and K Mani Kashani. Study the Prevalence of Premenstrual Dysphoric Disorder in Hamadan High School Girls in 2003. Avicenna J Clin Med 2006; 13(1): 25-8.  [Farsi]
[3] Amiri Farahani L, Heidari T, Narenji F, Asghari Jafarabadi M, Shirazi V. Relationship between pre menstrual syndrome with body mass index among university students. Hayat 2012; 17(4): 85-95.  [Farsi]
[4] Farrokh_eslamlou HR, Nabilou B, Oshnouei S, Akbari E. The prevalence of premenstrual syndrome and its associated factors among medical students of Urmia university of medical sciences. Stud Med Sci 2013; 24(9): 702-10.  [Farsi]
[5] Mohammadi V, Shidfar F, Keshtkar Aghababaee S, Mokhtari P, Mohammadi R, Gohari MR. The relationship of anthropometric indices with PMS and it’s severity in female students of Tehran University of Medical Sciences. RJMS 2013; 20(109): 87-94.  [Farsi]
[6] MoradiFili B, Ghiasvand R, Pourmasoumi M, Feizi A, Shahdadian F, Shahshahan Z. Dietary patterns are associated with premenstrual syndrome: evidence from a case-control study. Public Health Nutr 2020; 23(5): 833-42.
[7] Darabi F, Rasaie N, Jafarirad S. The relationship between premenstrual syndrome and food patterns in university student girls. Jentashapir J Cell Mol Biol 2014; 5(6).
[8] Purdue-Smithe AC, Manson JE, Hankinson SE, Bertone-Johnson ER. A prospective study of caffeine and coffee intake and premenstrual syndrome. Am J Clin Nutr 2016; 104(2): 499-507.
[9] Houghton SC, Manson JE, Whitcomb BW, Hankinson SE, Troy LM, Bigelow C, et al. Carbohydrate and fiber intake and the risk of premenstrual syndrome. Eur J Clin Nutr 2018; 72(6) : 861.
[10] Bakhshani NM, Mousavi MN, Khodabandeh G. Prevalence and severity of premenstrual symptoms among Iranian female university students. J Pak Med Assoc 2009; 59(4): 205-8.  [Farsi]
[11] Vickers ER, Cousins MJ, Woodhouse A. Pain description and severity of chronic orofacial pain conditions. Aust Dent J 1998; 43(6): 403-9.
[12] Farshbaf Manei Sefat F, Abolghasemi A, Barahmand U, Hajloo N. A Survey of Menstruation Pattern and Prevalence of Dysmenorrhea in Ardabil Second High School Students. IRJE 2017; 13(3): 235-43.  [Farsi]
[13] Akhavanakbari P, Ahangar Davoudi S. Dysmenorrhea frequency and severity and its related factors in students of ardabil university of medical science in 2010. j.health2010; 1(3): 41-7.  [Farsi]
[14] Zarei S, Mohammad-Alizadeh-Charandabi S, Mirghafourvand M, Javadzadeh Y, Effati-Daryani F. Effects of calcium-Vitamin D and calcium-alone on pain intensity and menstrual blood loss in women with primary dysmenorrhea: A randomized controlled trial. Pain Med 2017; 18(1): 3-13.
[15] Monday I, Anthony P, Olunu E, Otohinoyi D, Abiodun S, Owolabi A, et al. Prevalence and correlation between diet and dysmenorrhea among high school and college students in saint vincent and grenadines. Open Access Maced J Med Sci 2019; 7(6): 920.
[16] AbdulRazzak KK, Ayoub NM, AbuTaleb AA, Obeidat BA. Influence of dietary intake of dairy products on dysmenorrhea. J Obstet Gynaecol Re 2010; 36(2): 377-83.
[17] Pedregal-González M, et al. Relationship between diet, menstrual pain and other menstrual characteristics among Spanish students. Nutrients 2020; 12(6): 1759.
[18] Najafi N, Khalkhali H, Tabrizi FM, Zarrin R. Major dietary patterns in relation to menstrual pain: a nested case control study. BMC Women's Health 2018; 18(1): 1-7.
[19] Siahbazi S, Hariri FZ, Montazeri A, Moghaddam BL. Translation and psychometric properties of the Iranian version of the Premenstrual Symptoms Screening Tool (PSST). Payesh 2011; 10(4): 421-7.  [Farsi]
[20] Mendelson G, Selwood TS. Measurement of chronic pain: A correlation study of verbal and nonverbal scales. J of Behavioral Asse 1981; 3(4): 263-9.
[21] Amin MR. Correlation between visual analogue scale and short form of McGill questionnaire in patients with chronic low back pain. Qom Univ Med Sci J 2012; 6(1). [Farsi].
[22] Hosseini-Esfahani F, Asghari G, Mirmiran P, Jalali Farahani S, Azizi F. Reproducibility and relative validity of food group intake in a food frequency questionnaire developed for the Tehran Lipid and Glucose Study. RJMS 2010; 17(71): 41-55. [Farsi]
[23] Bakhshani N, Hasanzadeh Z. Relationship of Premenstrual Syndrome and Nutritional Style. Medical journal of Mashhad University of Medical Sciences. MUMS 2012; 55(3). [Farsi].
[24] Bahrami A, Bahrami-Taghanaki H, Afkhamizadeh M, Avan A, Mazloum Khorasani Z, Esmaeili H, et al. Menstrual disorders and premenstrual symptoms in adolescents: prevalence and relationship to serum calcium and vitamin D concentrations. J Obstet Gynaecol 2018; 38(7): 989-95.  [Farsi].
[25] Tartagni M, Cicinelli MV, Tartagni MV, Alrasheed H, Matteo M, Baldini D, et al. Vitamin D supplementation for premenstrual syndrome-related mood disorders in adolescents with severe hypovitaminosis D. J Pediatr Adolesc Gynecol 2016; 29(4): 357-61.
[26] Samieipour S, Tavassoli E, Heydarabadi B, Daniali SS, Alidosti M, Kiani F, et al. Effect of calcium and vitamin B1 on the severity of premenstrual syndrome: a randomized control trial. Int J Pediatr 2016; 8(3): 18706-17.
[27] Abdi F, Ozgoli G, Rahnemaie FS. A systematic review of the role of vitamin D and calcium in premenstrual syndrome. Obstetrics & Gynecology Sci 2019; 62(2): 73-86.
[28] Kia AS, Amani R, Cheraghian B. The association between the risk of premenstrual syndrome and vitamin D, calcium, and magnesium status among university students: a case control study. Health Promotion Perspectives 2015; 5(3): 225.
[29] Shobeiri F, Araste FE, Ebrahimi R, Jenabi E, Nazari M. Effect of calcium on premenstrual syndrome: A double-blind randomized clinical trial. Obstetrics & Gynecology Sci 2017; 60(1): 100-5.
[30] Weston PG, Howard M. The determination of sodium, potassium, calcium and magnesium in the blood and spinal fluid of patients suffering from manicdepressive insanity. Archives of Neurology & Psychiatry 1922; 8(2): 179-83.
[31] Thys-Jacobs S, Ceccarelli S, Bierman A, Weisman H, Cohen M-A, Alvir J. Calcium supplementation in premenstrual syndrome. J Gen Intern Med 1989; 4(3): 183-9..
[32] Pambudi MF. Calcium level is lower in women with premenstrual syndrome. INAJOG 2013; 37(2): 99-102.
[33] Rajaei S, Sene AA, Norouzi S, Berangi Y, Arabian S, Lak P, et al. The relationship between serum vitamin D level and premenstrual syndrome in Iranian women. Int J Reprod Biomed 2016; 14(10): 665
[34] Hashim MS, Obaideen AA, Jahrami HA, Radwan H, Hamad HJ, Owais AA, et al. Premenstrual syndrome is associated with dietary and lifestyle behaviors among university students: A cross-sectional study from Sharjah, UAE. Nutrients 2019; 11(8): 1939.
[35] Elgzar WTI, Ibrahim HA-F. The Relationship between Dietary Habits and Severityof Premenstrual Syndrome among Medical College Students at Najran University. Merit Res Jou 2018; 5(12): 646-53.
[36] Houghton SC, Manson JE, Whitcomb BW, Hankinson SE, Troy LM, Bigelow C, et al. Intake of dietary fat and fat subtypes and risk of premenstrual syndrome in the Nurses’ Health Study II. Br J Nutr 2017; 118(10): 849-57.
[37] Nagata C, Hirokawa K, Shimizu N, Shimizu H. Soy, fat and other dietary factors in relation to premenstrual symptoms in Japanese women. BJOG 2004; 111(6): 594-9.
[38] Fernández-Martínez E, Onieva-Zafra MD, Parra-Fernández ML. Lifestyle and prevalence of dysmenorrhea among Spanish female university students. PLoS One 2018; 13(8): e0201894.
[39] Barnard ND, Scialli AR, Hurlock D, Bertron P. Diet and sex-hormone binding globulin, dysmenorrhea, and premenstrual symptoms. Obstet & Gynec 2000; 95(2): 245-50.
[40] Balbi C, Musone R, Menditto A, Di Prisco L, Cassese E, D’Ajello M, et al. Influence of menstrual factors and dietary habits on menstrual pain in adolescence age. Eur J Obstet Gynecol Reprod Biol 2000; 91(2): 143-8.
[41] Unsal A, Ayranci U, Tozun M, Arslan G, Calik E. Prevalence of dysmenorrhea and its effect on quality of life among a group of female university students. Ups J Med Sci 2010; 115(2): 138-45.
[42] Ozerdogan N, Sayiner D, Ayranci U, Unsal A, Giray S. Prevalence and predictors of dysmenorrhea among students at a university in Turkey. Int J Gynaecol Obstet 2009; 107(1): 39-43.
[43] Charandabi, S.M.-A., et al., Calcium With and Without Magnesium for Primary Dysmenorrhea: A Double-Blind Randomized Placebo Controlled Trial. Int J Women’s Health Reprod Sci 2017. 5(4): p. 332-8.
[44] Mehrpooya, M., et al., Comparison the effect of fish-oil and calcium supplementation on treatment of primary dysmenorrhea. Reviews on Recent Clinical Trials 2017; 12(3): p. 148-53.


 
The Relationship between Pattern of Nutrition and Premenstrual Syndrome and Dysmenorrhea in Girl Students of Rafsanjan University of Medical Sciences in 2018: A Descriptive Study
 
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                         
 
A. Heidarzadeh[5], M. Dehghan[6], M. Loripoor[7], S. Ghanbari[8]
 
Received: 02/05/21      Sent for Revision: 12/05/21     Received Revised Manuscript: 26/06/21     Accepted:28/06/21
 
 
Background and Objectives: Premenstrual syndrome and dysmenorrhea have a negative effect on the personal and social performance of patients. According to the background review, nutrition can play a key role in the prevalence and severity of premenstrual syndrome and dysmenorrhea. Therefore, this study was performed to determine the relationship between nutritional pattern of female students and premenstrual syndrome and primary dysmenorrhea.
Materials and Methods: In this descriptive study, 314 female students of Rafsanjan medical sciences departments participated in 2018 as a quota. Data were collected using the Feed Frequency Questionnaire, Premenstrual Symptoms Screening Tool, and Dysmenorrhea Scale. After collecting, data were entered into SPSS version 18 software and then analyzed using Pearson’s correlation coefficient.
Results: The average daily intake of various foods per day was 3208.21±1664.16, premenstrual syndrome score 27.67±10.99 and dysmenorrhea score 5.47±2.37. Among the different food groups, there was only a weak, inverse and significant relationship between dairy consumption and premenstrual syndrome (p= 0.005, r= -0.164). There was also no significant relationship between dysmenorrhea score and dietary patterns.
Conclusion: With increasing dairy consumption by female students, premenstrual syndrome in these students decreases. Due to the weakness of this relationship in the present study, there is a need for further research in this field.
Key words: Premenstrual Syndrome, Dysmenorrhea, Nutrition, Students
 
Funding: This article is funded by Rafsanjan University of Medical Sciences.
Conflict of interest: There is no conflict of interest in this study.
Ethical approval: The Ethics Committee of Rafsanjan University of Medical Sciences approved this project (ethical code: IR.RUMS.REC.1397. 044).
 
How to cite this article: Heidarzadeh A, Dehghan M, Loripoor M, Ghanbari S. The Relationship between Pattern of Nutrition and Premenstrual Syndrome and Dysmenorrhea in Girl Students of Rafsanjan University of Medical Sciences in 2018: A Descriptive Study. J Rafsanjan Univ Med Sci 2021; 20 (4): 435-50. [Farsi]


 
[1]- مربی، گروه داخلی جراحی، دانشکده پرستاری مامایی، مرکز تحقیقات مراقبت سالمندی، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، رفسنجان، ایران
[2]- استادیار، گروه داخلی جراحی، دانشکده پرستاری مامایی، مرکز تحقیقات پرستاری، دانشگاه علوم پزشکی کرمان، کرمان، ایران
[3]- (نویسنده مسئول) استادیار، گروه مامایی، دانشکده پرستاری مامایی، مرکز تحقیقات مراقبت سالمندی، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، رفسنجان، ایران
تلفن: 34255900-034، دورنگار: 34255900-034، پست الکترونیکی: marzeyehloripoor@yahoo.com
[4]- کارشناس مامایی، مرکز تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، رفسنجان، ایران
 
  1. - Academic Member, Dept. of Medical Surgical Nursing, School of Nursing & Midwifery, Geriatric Care Research Center, Rafsanjan University of Medical Sciences, Rafsanjan, Iran, ORCID: 0000-0001-5035-4454
  1. - Assistant Prof., Dept. of Medical Surgical Nursing, School of Nursing & Midwifery, Nursing Research Center, Kerman University of Medical Sciences, Kerman, Iran, ORCID: 0000-0002-4205-829X
  1. - Assistant Prof., Dept. of Midwifery, School of Nursing & Midwifery, Geriatric Care Research Center, Rafsanjan University of Medical Sciences, Rafsanjan, Iran, ORCID: 0000-0002-8411-1861
(Corresponding Author) Tel: (034) 34255900, Fax: (034) 34255900, E-mail: marzeyehloripoor@yahoo.com
  1. - Midwife, Student Research Center, Rafsanjan University of Medical Sciences, Rafsanjan, Iran, ORCID: 0000-0003-1264-1246

 [j1]بهتر است بجای عضو هیئت علمی در قسمت افیلیشن ها، مثل سایر مقالات مجله، دقیقا نوشته شود: مربی، استادیار و...
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: زنان
دریافت: 1400/1/29 | پذیرش: 1400/4/7 | انتشار: 1400/4/28

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2021 CC BY-NC 4.0 | Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb