گروه روانشناسی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
چکیده: (4036 مشاهده)
زمینه و هدف: تجربه جدایی و مرگ والدین میتواند به مشکلات روانشناختی و رفتاری زیادی منجر شود. هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسه مقبولیت اجتماعی، اختلالات سلوک و دشواری در تنظیم هیجان در کودکان طلاق، کودکان با مرگ والدین و کودکان عادی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی، تعداد 180 دانشآموز مقطع متوسطه اول و ششم ابتدایی مشغول به تحصیل در شهر قم در سال 1399 با روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند که شامل 60 نفر دانشآموز با مرگ والدین، 60 نفر دانشآموز با والدین مطلقه و 60 نفر دانشآموز عادی بودند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای مقبولیت اجتماعیFord و Rubin، اختلالات سلوک Spirafkin و Gado و دشواری در تنظیم هیجانی Penza-Cliyveو Zeman و برای آنالیز دادهها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد.
یافتهها: بین کودکان طلاق، کودکان دارای تجربه مرگ والدین و کودکان عادی، در اختلالات سلوک (001/0>P، 807/50=F)، دشواری در تنظیم هیجان (001/0>P، 344/11=F) و مقبولیت اجتماعی (013/0=P، 420/4=F) تفاوت معناداری وجود دارد. به این ترتیب که مقبولیت اجتماعی، اختلالات سلوک و دشواری در تنظیم هیجان در دانشآموزان فرزند طلاق بیشتر از دانشآموزان دارای مرگ والدین و دانش آموزان عادی بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، میزان اختلالات سلوک و دشواری در تنظیم هیجانی در کودکان طلاق بیشتر از کودکان با مرگ والدین و کودکان عادی است. بنابراین پیشنهاد میشود از آموزشها و درمانهای روانشناختی برای کاهش مشکلات روانشناختی از جمله علائم اختلالات سلوک و بهبود تنظیم هیجان و افزایش مقبولیت اجتماعی در دانشآموزان دارای تجربه طلاق والدین و مرگ والدین استفاده شود.
واژههای کلیدی: مقبولیت اجتماعی، اختلالات سلوک، مرگ والدین، طلاق، کودکان، قم
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روانپزشكي دریافت: 1400/5/11 | پذیرش: 1400/8/17 | انتشار: 1400/10/30