Ethics code: IR.IAU.SEMNAN.REC.1404.063
Yaghobi F, Najafi M. The Mediating Role of Psychological Distress in the Relationship between Reassurance Seeking and Obsessive- Compulsive Symptoms in the Students of Semnan Islamic Azad University in 2024: A Descriptive Study. JRUMS 2026; 25 (4) :331-344
URL:
http://journal.rums.ac.ir/article-1-7981-fa.html
یعقوبی فاطمه، نجفی محمود. نقش واسطهای پریشانی روانشناختی در رابطه بین اطمینانجویی با علائم وسواسی جبری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سمنان در سال 1404: یک مطالعه توصیفی. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. 1405; 25 (4) :331-344
URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-7981-fa.html
دانشیار، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
متن کامل [PDF 413 kb]
(12 دریافت)
|
چکیده (HTML) (22 مشاهده)
متن کامل: (11 مشاهده)
مقاله پژوهشی
مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
دوره 25، تیر 1405، 344-331
نقش واسطهای پریشانی روانشناختی در رابطه بین اطمینانجویی با علائم وسواسی جبری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سمنان در سال 1404: یک مطالعه توصیفی
فاطمه یعقوبی[1]، محمود نجفی[2]
دریافت مقاله: 22/01/1405 ارسال مقاله به نویسنده جهت اصلاح: 16/02/1405 دریافت اصلاحیه از نویسنده: 30/03/1405 پذیرش مقاله: 02/04/1405
چکیده
زمینه و هدف: اطمینانجویی بهعنوان یکی از راهبردهای مؤثر در تداوم علائم وسواسی-جبری شناخته میشود، با این حال مکانیسمهای واسطهای این رابطه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش نقش واسطهای پریشانی روانشناختی در رابطه بین اطمینانجویی با علائم وسواسی جبری در دانشجویان بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سمنان در سال 1404 تشکیل دادند که 350 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطمینانجویی Kobori و Salkovskis (2013)، مقیاس پریشانی روانشناختی Lovibond و Lovibond (1995)، پرسشنامه بازنگری شده وسواسی-جبری Foa و همکاران (2002) بود. دادهها با استفاده از همبستگی Pearson و مدلیابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که اطمینانجویی تأثیر مثبت و معناداری بر علائم وسواسی جبری دارا بود (001/0>P، 20/0=β). همچنین، مؤلفههای پریشانی روانشناختی شامل استرس (001/0P<، 41/0=β)، اضطراب (001/0P<، 28/0=β) و افسردگی (05/0P<، 13/0=β) پیشبینیکننده معنادار علائم وسواسی جبری بود. افزون بر این، بین اطمینانجویی و مؤلفههای پریشانی روانشناختی شامل استرس (001/0P<، 46/0=β)، اضطراب (001/0P<، 70/0=β) و افسردگی (001/0P<، 61/0=β) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد و اطمینانجویی بهطور غیرمستقیم و از طریق پریشانی روانشناختی بر علائم وسواسی جبری در دانشجویان اثرگذار است (001/0>P، 47/0=β).
نتیجهگیری: طبق یافتهها اطمینانجویی با افزایش پریشانی روانشناختی، زمینه را برای تشدید علائم وسواسی-جبری فراهم میکند. بنابراین، توجه همزمان به کاهش رفتارهای اطمینانجویی و مدیریت پریشانی روانشناختی در تدوین مداخلات پیشگیرانه ضروری بهنظر میرسد.
واژههای کلیدی: اطمینانجویی، پریشانی روانشناختی، دانشجویان، علائم وسواسی جبری
ارجاع: یعقوبی ف، نجفی م. نقش واسطهای پریشانی روانشناختی در رابطه بین اطمینانجویی با علائم وسواسی جبری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی سمنان در سال 1404: یک مطالعه توصیفی. سال 1405، دوره 25، شماره 4، صفحات:
344-331.
مقدمه
اختلال وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Disorder; OCD) یکی از ناتوانکنندهترین اختلالات روانپزشکی است که با افکار مزاحم، ناخواسته و تکراری (وسواسها) و رفتارهای ذهنی یا عملی اجباری (جبرها) مشخص میشود که فرد برای کاهش اضطراب یا پیشگیری از رویدادهای ناخوشایند انجام میدهد (1). مطالعات اپیدمیولوژیک نشان داده است که شیوع مادامالعمر این اختلال در جمعیت عمومی حدود ۲ تا ۳ درصد است (2) و معمولاً با شروع در اوایل نوجوانی تا اوایل بزرگسالی، سیر مزمنی دارد (3) و کیفیت زندگی مبتلایان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد (4). با وجود اینکه سالهاست پژوهشگران به بررسی عوامل مؤثر در تداوم علائم وسواسی-جبری پرداختهاند، هنوز ساز و کارهای زیربنایی این اختلال به طور کامل شناخته نشده است (5).
با وجود ناشناخته بودن علل دقیق تداوم اختلال وسواسی-جبری، پژوهشهای اخیر در سببشناسی آن پیشرفتهایی داشتهاند و اطمینانجویی (Reassurance seeking) بهعنوان یکی از عوامل زیربنایی مطرح شده است (6). اطمینانجویی به عنوان تلاش مکرر فرد برای کسب تأیید، اطمینان یا امنیت از دیگران یا منابع بیرونی در مورد یک نگرانی یا شک تعریف میشود (7). این رفتار در جمعیت بالینی، به ویژه در افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری به طور چشمگیری دیده میشود (8) و میتواند شکلهای مختلفی از جمله سؤالهای مکرر از اعضای خانواده، مراجعه مداوم به متخصصان، جستجوی اینترنتی اطلاعات یا حتی اطمینانجویی از خود را شامل شود (9). اگرچه اطمینانجویی در کوتاهمدت باعث کاهش موقت اضطراب و عدماطمینان میشود، در بلندمدت موجب تثبیت باورهای ناکارآمد، افزایش وابستگی به منابع بیرونی و تشدید علائم وسواسی-جبری میگردد (11، 10).
در مطالعهای که توسط Champion و Grisham انجام شد، نشان داده شد که اطمینانجویی پس از تهدیدهای مرتبط با اختلال وسواسی جبری، بازارزیابی موقت تهدید را ایجاد کرده و مسئولیت را به دیگران منتقل میکند (12). Özdemir در یک مطالعه مروری گزارش کرد که اطمینانجویی مکرر به عنوان یک رفتار ایمنیجویانه، نقش کلیدی در تداوم علائم وسواسی ایفاء میکند و با مؤلفههایی مانند عدم تحمل بلاتکلیفی و احساس اغراقآمیز مسئولیت ارتباط مستقیم دارد (13).
اگرچه ارتباط بین اطمینانجویی با علائم وسواسی جبری مورد بررسی قرارگرفته است (9-7)، بااینوجود توجه اندکی به عوامل میانجی این رابطه شده است. یکی از مکانیزمهای میانجی این رابطه، پریشانی روانشناختی (psychological distress) است. پریشانی روانشناختی حالتی ناخوشایند از برانگیختگی هیجانی شامل مؤلفههای افسردگی، اضطراب و تنیدگی است (14). یافتههای پژوهشهای پیشین نشان داده است که اطمینانجویی مکرر و ناموفق میتواند منبع قابل توجهی از پریشانی روانشناختی برای فرد باشد (16 ،15)؛ زیرا از سویی فرد همواره با شک و تردید مواجه است و از سوی دیگر ممکن است از واکنشهای منفی دیگران در برابر اطمینانجوییهای مکرر خود رنج ببرد (17). Fowler و Gasiorek گزارش کردند افراد با سطح اطمینانجویی بالا، پریشانی روانشناختی (افسردگی، استرس و اضطراب) بیشتری را تجربه میکنند (16). رفتارهای اطمینانجویی میتواند به دلیل افزایش حساسیت به تهدید و کاهش ظرفیت تحمل بلاتکلیفی شدت پریشانی روانشناختی (17-15) و متعاقباً علائم وسواسی-جبری (18 ،14 ،13) را تشدید کند.
با وجود اینکه در سالهای اخیر توجه به اطمینانجویی به عنوان یک سازه مهم در اختلال وسواسی-جبری افزایش یافته است (13-10 ،8)، هنوز خلأهای نظری در مورد مکانیسمهای میانجی این رابطه وجود دارد. بهطور خاص، اندک پژوهشی به طور تجربی مدل واسطهای پریشانی روانشناختی در رابطه بین اطمینانجویی و علائم وسواسی-جبری را در جمعیت دانشجویی ایران مورد بررسی قرار داده است. جمعیت دانشجویی بهدلیل قرار گرفتن در دوره حساس تحولی و مواجهه با استرسهای تحصیلی، اجتماعی و شغلی، از آسیبپذیری بیشتری در برابر علائم روانشناختی از جمله علائم وسواسی-جبری برخوردار است (19)؛ لذا، شناسایی سازوکارهای زیربنایی تداوم این علائم در این جمعیت میتواند به تدوین برنامههای پیشگیرانه و مداخلات درمانی مؤثرتر کمک کند (20). بنابراین، هدف پژوهش حاضر تعیین نقش واسطهای پریشانی روانشناختی در رابطه بین اطمینانجویی با علائم وسواسی جبری در دانشجویان است. در شکل 1 مدل پیشنهادی پژوهش ارائه شده است.
