جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای جدیدی

فاطمه جدیدی، مهدی احمدی نژاد،
جلد ۱۳، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده

gte vml ۱]>  AWT IMAGEچکیده

زمینه و هدف: بیماران مولتیپل تروما که در(Intensive Care Unit) ICU  بستری شده وتحت تهویه مکانیکی قرار دارند در معرض عوارض زیادی هستند. یکی از شایع‌ترین آنها، عارضه ریوی است که بدلیل بی تحرکی بیمار، عدم دفع مناسب ترشحات در غیاب رفلکس سرفه مؤثر و افزایش خطر اسپیراسیون مستعد اتلکتازی و عفونت ریه هستند. اتلکتازی زمینه‌ساز ایجاد عفونت ریوی است. بنابراین تشخیص و رفع سریع اتلکتازی ریه اهمیت بالایی دارد.

شرح مورد: بیمار مورد مطالعه این بررسی که به دلیل مولتیپل تروما در ICU بستری بود، دچار اتلکتازی وسیع در ریه چپ بود، بدلیل عدم توزیع مناسب Peep (Positive end expiratory pressure) در زمان استفاده از یک ونتیلاتور، وضعیت تنفسی بیمار بهبود نمی‌یافت.

نتیجه‌گیری: استفاده ازPeep  جهت جلوگیری و درمان اتلکتازی می‌تواند مفید باشد، در عین حال نحوه توزیع Peep اهمیت زیادی دارد که در صورت توزیع نامناسب می‌تواند سبب ایجاد شانت و بدتر شدن وضعیت تبادل گازها در آلوئول‌ها گردد. در مقابل توزیع مناسب Peep سبب بهبود آتلکتازی ریه شده و بهبود آتلکتازی، بهبود تبادل گازها را موجب می‌شود که نتیجه آن تسهیل در جداسازی بیمار از ونتیلاتور می‌شود.

واژه‌های کلیدی: تهویه مکانیکی، آتلکتازی، بخش مراقبت ویژه


فاطمه جدیدی، مجید کرمی،
جلد ۱۵، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: فیلد عمل در جراحی‌هایی چون اندوسکوپی سینوس‌ها، رینوپلاستی، ماستوئیدکتومی ‌و تمپانوپلاستی محدود و به‌سختی قابل‌دستیابی است. خونریزی در فیلد عمل این جراحی‌ها می‌تواند بر نتیجه عمل مؤثر باشد. با هدف تعیین ارتباط کنترل عمق بیهوشی و میزان شفافیت فیلد عمل در اعمال جراحی با فیلد محدود (گوش، بینی و سینوس‌ها) در ساعت‌های اول و دوم عمل، رابطه این دو ارزیابی شد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی از دستگاه سنجش عمق بیهوشی استفاده گردید. عمق بیهوشی به‌صورت لحظه‌ای در مانیتور دستگاه برای هر بیمار مشخص بود. میانگین عمق بیهوشی ساعت اول و دوم برای ۹۱ بیمار با اعمال جراحی مذکور تعیین شد. شفافیت فیلد از طریق دید با چشم مسلح (میکروسکوپ) و میزان خونریزی در فیلد (خون موجود در ساکشن و تعداد گاز خونی کوچک برای هر بیمار) به‌صورت فیلد شفاف، فیلد نیمه شفاف و فیلد کدر در ساعت اول و دوم عمل جراحی تعریف گردید. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آزمون مجذور کای تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: در این مطالعه ارتباطی بین عمق بیهوشی ساعت اول عمل جراحی با شفافیت فیلد عمل مشاهده نشد (۴۰۴/۰=P). ولی در ساعت دوم عمل جراحی، شفافیت فیلد عمل با عمق بیهوشی ارتباط آماری معنی‌داری نشان داد (۰۲۴/۰=P). همچنین، بیشترین فراوانی عمق بیهوشی در ساعت اول و دوم عمل جهت دستیابی به حداکثر شفافیت فیلد عمق بیهوشی ۴۰ تا ۵۰ درصد بود که با معیار Index bispectral  به دست آمد.

نتیجه‌گیری: تنظیم عمق بیهوشی در محدوده ۴۰ تا ۵۰ درصد می‌تواند به شفافیت فیلد کمک نماید. در این حالت جهت ایجاد فیلد شفاف در اعمال جراحی که فیلد محدود است، نیاز به داروهای پایین‌آورنده فشارخون (که بیمار را با خطراتی مواجه می‌کند) کاهش می‌یابد.

واژه‌های کلیدی: عمق بیهوشی، تمپانوپلاستی، ماستوئیدکتومی، رینوپلاستی، اندوسکوپی سینوس‌ها، شفافیت فیلد، رفسنجان


نازیلا خانزاده، رقیه پوزش جدیدی، میر علیرضا نورآذر،
جلد ۱۷، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۷ )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: ورزش هوازی و مصرف مکمل کلرلا جهت کنترل شاخص‌های فشار اکسایشی و هم‌چنین مقادیر پاراکسوناز-۱ در بیماران دیابتی از اهمیت فراوانی برخوردار است. هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر هشت هفته تمرین هوازی بر مقادیر پلاسمایی پاراکسوناز-۱ و لیپید هیدروپراکسید در موش‌های نر دیابتی شده تحت تیمار با جلبک کلرلا می‌باشد.
مواد و روش‌ها: تحقیق حاضر از نوع تجربی می‌باشد. ۵۰ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به طور تصادفی به ۵ گروه ۱۰ تایی تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه دیابتی شده، گروه دیابتی شده همراه با دریافت مکمل (کلرلا)، گروه دیابتی شده همراه با تمرین و گروه دیابتی شده توأم (مکمل+تمرین). تمرین و دریافت مکمل به مدت ۸ هفته پس از القاء دیابت ادامه یافت. در پایان هفته هشتم سطوح پاراکسوناز-۱ و لیپید هیدروپراکسیداز اندازه گیری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی Tukey استفاده شد.
یافته‌ها: در بین گروه‌ها از نظر مقدار پاراکسوناز-۱ تفاوت معنی‌دار مشاهده شد (۰۰۱/۰P=). در مقایسه بین گروه کلرلا با ورزش (۰۰۱/۰P=) و کلرلا با توأم (۰۰۱/۰P=) و هم‌چنین ورزش با توأم (۰۰۷/۰P=) نیز تفاوت معنی‌داری مشاهده شد. هم‌چنین در بین گروه‌ها از نظر مقدار لیپید هیدروپراکسید نیز تفاوت معنی‌داری وجود داشت (۰۰۱/۰P=)، به طوری که بین گروه کلرلا با تمرین (۰۰۵/۰P=) و گروه توأم (۰۰۱/۰P=) و گروه تمرین با گروه توأم (۰۲۹/۰P=) نیز تفاوت معنی‌داری مشاهده شد، به نحوی که پاراکسوناز-۱ در گروه توأم افزایش بیشتر داشت.
نتیجه گیری: هشت هفته تمرین هوازی همراه با مصرف کلرلا می‌تواند باعث کاهش قابل ملاحظه لیپید هیدروپراکسید و افزایش پاراکسوناز-۱ در رت‌های مبتلا به دیابت شود، هر چند پروتکل جداگانه آنها نیز می تواند مفید می باشد.
واژ‌های کلیدی: دیابت، ورزش هوازی، جلبک کلرلا، پاراکسوناز-۱، لیپید هیدروپراکسید، موش صحرایی
 
فاطمه جدیدی، زهرا کامیاب، محمد داود تقی پور، غلامرضا بازماندگان،
جلد ۱۹، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۹ )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: سردرد وضعیتی بعد زایمان عارضه بی‌حسی نخاعی بوده و موجب افزایش هزینه بستری و محدودیت مادر می‌گردد. در این تحقیق نقش مایع درمانی وریدی قبل از شروع بی‌حسی نخاعی بر میزان بروز، شدت و مدت سردرد وضعیتی بررسی شده است.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، جامعه آماری شامل دو گروه ۷۵ نفری زن کاندید سزارین الکتیو در شهر رفسنجان در سال ۱۳۹۷ بود. قبل زایمان ۵۰۰ میلی‌لیتر سرم رینگر به گروه مداخله تزریق و گروه کنترل سرمی دریافت نکردند. دو گروه از جهت سردرد وضعیتی در ۷ روز بعد زایمان با آزمون‌هایt  دو نمونه مستقل و مجذور کای تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد مایع درمانی وریدی قبل از عمل در زنان کاندید سزارین الکتیو می‌تواند میزان بروز سردرد وضعیتی را در شرایط یک‌سان تکنیکی به طور چشم‌گیر کاهش دهد (دو نفر معادل ۷/۲ درصد گروه مداخله در برابر ۱۶ نفر معادل ۱۶ درصد گروه کنترل با ۰۰۵/۰=P). هرچند مقایسه سایر شاخص‌ها در دو گروه تفاوت آماری معنی‌داری نشان نداد (۰۵/۰<P) ولی در برخی از شاخص‌ها مانند شدت سردرد، فراوانی نیاز به استامینوفن و تعداد موارد مصرف آن، در گروه مداخله کم‌تر از گروه کنترل بود.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که تزریق سرم وریدی قبل بی‌حسی نخاعی در سزارین با ناشتایی حداقل هشت ساعت می‌تواند میزان بروز سردرد وضعیتی بعد بی‌حسی را در روزهای بعد به میزان چشم‌گیر کاهش دهد. لذا این اقدام ساده و دردسترس می‌تواند مفید باشد.
واژه‌های کلیدی: سزارین الکتیو، سردرد وضعیتی، پارگی دورا، بروز، بی‌حسی نخاعی، مایع درمانی
 
 

 
فاطمه جدیدی، رضا امین، فاطمه اسماعیلی، غلامرضا بازماندگان،
جلد ۲۲، شماره ۸ - ( ۸-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: درد زایمان غیرقابل تحمل‌ترین درد است که می‌توان آن‌ را با روش‌های بی‌دردی تسکین داد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تزریق سوفنتانیل داخل نخاعی بر برخی پارامترهای زایمان در زنان نخست‌زا انجام شد.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه کار‌‌آزمایی بالینی ۱۲۶ زن نخست‌زا کاندید زایمان طبیعی از تاریخ ۱۵/۹/۱۳۹۹ در بخش لیبر زایشگاه نیک نفس رفسنجان وارد مطالعه شدند و بر اساس جدول اعداد تصادفی در گروه مداخله و کنترل به‌طور مساوی قرار گرفتند. گروه مداخله دوز ۱/۰ میکروگرم/کیلوگرم سوفنتانیل در فضای L۵-S۱ دریافت و گروه کنترل، زایمان بی‌درد دریافت نکرد. سپس طول مرحله اول زایمان، نمره شدت درد، پارگی پرینه، فراوانی سزارین، رضایت‌مندی مادر، آپگار نوزاد، زایمان با وکیوم و نیاز به مسکن در دو گروه بررسی شد. جهت مقایسه متغیرهای کمی در دو گروه از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه‌گیری‌های مکرر و جهت مقایسه متغیرهای کیفی از آزمون مجذور کای استفاده شد.
یافته­ها: میانگین و انحراف معیار طول اولین مرحله زایمان در گروه مداخله و کنترل به ترتیب ۴۳/۵۸ ± ۳۳/۱۴۱ و ۸۱/۱۴۰ ± ۶۱/۲۷۸ دقیقه بود که این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود  (۰۰۱/۰>P). میانگین نمره درد، تعداد موارد پارگی پرینه، تعداد موارد منجر به سزارین و فراوانی نیاز به مسکن در گروه مداخله به‌طور معنی‌داری کمتر از گروه کنترل بود (۰۵/۰>P).
نتیجه­گیری: زایمان بی­درد با بلوک سدل و داروی سوفنتانیل طول مرحله اول و نمره شدت درد زایمان را کاهش داد و سایر پارامترهای زایمانی را بهبود بخشید. بنابراین، بلوک سدل برای انجام بی‌دردی زایمان پیشنهاد می­شود.
واژه‌های کلیدی: زایمان بی‌درد، زن نخست‌زا، بلوک سدل، سوفنتانیل
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb