Ethics code: IR.IAU.MSHD.REC.1402.147
Dehnamaki F, Zafarbalanezhad² S, Dabiri S, Bidkhori H R, Nejad Shahrokhabadi K. Effect of Menstrual Blood Stem Cell-Derived Exosomes on VEGF and Endostatin Expression in a Mouse Model of Breast Cancer: An Experimental Study. , JRUMS. 2026; 25 (5) :499-516
URL:
http://journal.rums.ac.ir/article-1-8037-fa.html
ده نمکی فرشته، ظفربالانژاد سعیده، دبیری شهریار، بیدخوری حمیدرضا، نژاد شاهرخ آبادی خدیجه. اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی خون قاعدگی بر بیان VEGF و اندوستاتین در مدل موشی سرطان پستان: یک مطالعه تجربی. , مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. 1405; 25 (5) :499-516
URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-8037-fa.html
گروه زیست شناسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
متن کامل [PDF 1340 kb]
(73 دریافت)
|
چکیده (HTML) (167 مشاهده)
متن کامل: (61 مشاهده)
مقاله پژوهشی
مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
دوره 25، مرداد 1405، 516-499
اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی خون قاعدگی بر بیان VEGF و اندوستاتین در مدل موشی سرطان پستان: یک مطالعه تجربی
فرشته ده نمکی[1]، سعیده ظفربالانژاد[2]، شهریار دبیری[3]، حمیدرضا بیدخوری[4]، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی[5]
دریافت مقاله: 29/02/1405 ارسال مقاله به نویسنده جهت اصلاح: 01/04/1405 دریافت اصلاحیه از نویسنده: 24/05/1405 پذیرش مقاله: 26/05/1405
چکیده
زمینه و هدف: اگزوزمها واسطههای بینسلولی با پتانسیل درمانی هستند. بنا بر اهمیت آنژیوژنز در پیشرفت سرطان پستان، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی قاعدگی بر بیان VEGF و ژن COL18A1 (پیشساز اندوستاتین) در مدل موشی سرطان پستان انجام شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، تعداد 40 موش ماده BALB/c، به چهار گروه تقسیم شدند. تومور در گروههای کنترل تومور و تیمار با تزریق 106×1 سلول 4T1 القاء شد. اگزوزومها با دوز ۵۰ میکروگرم در روزهای 7، 14 و 21 پس از القاء تومور، به گروه تیمار تزریق و حجم تومورها اندازهگیری شد. در روز 28، اگزوزومها از سرم خون جداسازی، RNA آنها استخراج و بیان ژنها با روشqRT-PCR بررسی گردید. دادههای بیان ژن با استفاده از آزمون ناپارامتریک Kruskal–Wallis و Dunn و تغییرات حجم تومور با آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر و آزمون Sidak تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: حجم تومور در گروه تیمار 20/70 بر میلیمتر مکعب در مقایسه با گروه کنترل تومور 00/161 بر میلیمتر مکعب بهطور معنیداری کاهش یافت (001/0>P). بیان فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF Vascular Endothelial Growth Factor;) در گروه تیمار (175/1) نسبت به گروه کنترل تومور (645/7) بهطور معنیداری کاهش نشان داد (004/0=P). بیان COL18A1 در گروه تیمار (295/7) در مقایسه با گروه کنترل تومور (08/0) بهطور معنیداری افزایش یافت (001/0>P).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که اگزوزومهای سلولهای بنیادی قاعدگی ممکن است با تعدیل بیان VEGF و COL18A1، در فرایندهای مرتبط با آنژیوژنز در مدل موشی سرطان پستان نقش داشته باشند.
واژههای کلیدی: اگزوزم، سلولهای بنیادی قاعدگی، رگزایی، سرطان پستان
ارجاع: ده نمکی ف، ظفربالانژاد س، دبیری ش، بیدخوری حر ، نژاد شاهرخ آبادی خ. اثر اگزوزومهای مشتق از سلولهای بنیادی خون قاعدگی بر بیان VEGF و اندوستاتین در مدل موشی سرطان پستان: یک مطالعه تجربی. سال 1405، دوره 25، شماره 5، صفحات: 516-499.
مقدمه
سرطان در قرن بیستویکم یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی، بهداشت عمومی و اقتصادی بهشمار میرود. بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان (International Agency for Research on Cancer; IARC) در سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۲۰ میلیون مورد جدید سرطان در جهان ثبت شده است. بر اساس برآوردهای GLOBOCAN، سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان در سراسر جهان است و تقریباً یکچهارم موارد جدید سرطان و یکششم مرگهای ناشی از سرطان در زنان را به خود اختصاص میدهد (1).
Folkman در سال ۱۹۷۱ در مقالهای در مجله پزشکی نیوانگلند (New England Journal of Medicine) مطرح کرد که «از لحاظ نظری، با مهار آنژیوژنز، تومورها در اندازه کوچک باقی مانده و در نهایت آسیبرسان نخواهند بود» (۲). در ریزمحیط تومور، افزایش بیان فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF Vascular Endothelial Growth Factor;) میتواند رشد تومور و متاستاز را تسریع کند (3).
در مقابل عوامل محرک آنژیوژنز، اندوستاتین بهعنوان یکی از مهارکنندههای درونزاد تشکیل عروق جدید، در تنظیم آنژیوژنز و رشد تومور نقش مهمی دارد. اندوستاتین یک قطعه پروتئولیتیک مشتق از کلاژن نوع XVIII است که توسط ژن COL18A1 کد میشود. کلاژن XVIII یکی از اجزای غشای پایه است و در اثر پردازش پروتئولیتیک، بخش -Cترمینال آن میتواند به اندوستاتین تبدیل شود. ازاینرو، COL18A1 را میتوان بهعنوان بخشی از محور زیستی کلاژن XVIII-اندوستاتین در تنظیم آنژیوژنز در نظر گرفت. اندوستاتین با مهار تکثیر و مهاجرت سلولهای اندوتلیال و تعدیل مسیرهای مرتبط با عوامل پروآنژیوژنیک، از تشکیل عروق جدید جلوگیری میکند و در نتیجه میتواند رشد و پیشرفت تومور را محدود سازد. بنابراین، تغییر در بیان COL18A1 ممکن است با تغییر در ظرفیت تولید کلاژن XVIII و در ادامه تولید بالقوه اندوستاتین همراه باشد و از این طریق در تنظیم تعادل میان عوامل محرک و مهارکننده آنژیوژنز نقش داشته باشد (4).
سلولهای بنیادی مزانشیمی (Mesenchymal Stem Cells; MSCs) سلولهای چندتوانی با گرایش قابلتوجه به بافت توموری هستند (5). با این حال، مطالعات مختلف اثرات متناقضی از این سلولها در سرطان گزارش کردهاند که میتواند ناشی از تفاوت در منشأ MSCها، ویژگیهای اختصاصی آنها، نوع سلولهای سرطانی هدف و شرایط محیطی باشد (6). در میان منابع مختلف MSCها، سلولهای بنیادی مزانشیمی خون قاعدگی (Menstrual blood-derived mesenchymal stem cells; MenSCs) بهدلیل روش استحصال غیرتهاجمی، نرخ تکثیر بالا، ملاحظات اخلاقی کمتر و توانایی تعدیل پاسخ ایمنی گزینهای جذاب برای کاربردهای درمانی محسوب میشوند (7).
اگزوزومها وزیکولهای غشایی با منشأ اندوسیتوزی و اندازه تقریبی ۳۰ تا ۱۵۰ نانومتر هستند (8). این وزیکولها از طریق انتقال اطلاعات مولکولی، نقش مهمی در ارتباطات بینسلولی ایفا میکنند. محتوای مولکولی اگزوزومها شامل پروتئینها، DNA، RNA پیامرسان و میکروRNAها است که میتوانند مسیرهای درونسلولی مختلف را فعال کرده و بر بیان ژن در سلولهای گیرنده اثر بگذارند (9).
با وجود شواهد موجود درباره نقش آنژیوژنز در رشد و پیشرفت سرطان پستان و نیز ظرفیت درمانی MSCها و فرآوردههای مشتق از آنها، شواهد مربوط به اثر اگزوزومهای مشتق از MenSCs بر ریزمحیط تومور و بهویژه تنظیم محور آنژیوژنز در سرطان پستان همچنان محدود است. افزون بر این، بیشتر پژوهشها بر کاربردهای ضدتوموری یا اگزوزومهای حاصل از منابع سلولی دیگر متمرکز بودهاند و نتایج آنها برحسب منشأ سلولهای بنیادی مزانشیمی، نوع تومور، شرایط کشت و محتوای مولکولی اگزوزومها متفاوت است (10). بنابراین، بررسی اثر تجویز سیستمیک اگزوزومهای مشتق از MenSCs بر رشد تومور پستان و تعادل میان عوامل پیشبرنده و مهارکننده آنژیوژنز، از اهمیت پژوهشی و درمانی برخوردار است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر تجویز داخلوریدی اگزوزومهای مشتق از MenSCs بر رشد تومور و بیان ژنهای VEGF و COL18A1، کد کننده کلاژن XVIII که پیشساز اندوستاتین است، در مدل موشی سرطان پستان 4T1 انجام شد.
مواد و روشها
این مطالعه تجربی در سالهای ۱۴۰۲-۱۴۰۳ در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم پزشکی شاهینفر مشهد انجام شد. تعداد 40 موش ماده BALB/c، ۵ تا ۷ هفتهای و با وزن ۱۷ تا ۱۹ گرم، از دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد تهیه شدند. حیوانات بهمدت یک هفته، بهمنظور سازگاری، در شرایط استاندارد حیوانخانه شامل چرخه ۱۲ ساعت روشنایی و ۱۲ ساعت تاریکی، دمای ۲۲ درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 70 درصد و دسترسی آزاد به آب و غذای استاندارد نگهداری شدند. در طول مطالعه، وضعیت عمومی، میزان مصرف آب و غذا، وزن بدن و علائم درد یا ناراحتی حیوانات بهصورت روزانه پایش شدند (11). تمامی مراحل این پژوهش بر اساس دستورالعملهای کشوری اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی تحت شماره مصوب IR.IAU.MSHD.REC.1402.147 به تأیید کمیته اخلاق در پژوهش دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی-واحد علوم پزشکی مشهد اجرا شد.
پس از دوره سازگاری، حیوانات بهطور تصادفی به چهار گروه شامل ۱۰ موش در هر گروه تقسیم شدند: ۱) گروه شاهد سالم: موشهای سالم بدون القاء تومور و بدون دریافت اگزوزوم، ۲) گروه کنترل تومور: موشهای حامل تومور القاء شده با سلولهای 4T1 و بدون دریافت اگزوزوم، ۳) گروه شم: موشهای سالم بدون القاء تومور که محلول نمکی بافر فسفات (Phosphate-Buffered Saline; PBS) از (Gibco, USA) را با حجم و مسیر تزریق مشابه گروههای دریافتکننده سلول توموری و اگزوزوم دریافت کردند، ۴) گروه تیمار: موشهای حامل تومور القاء شده با سلولهای 4T1 که اگزوزوم دریافت کردند (12).
رده سلولی سرطان پستان موشی (4T1) از بانک سلولی انستیتو پاستور ایران تهیه شد. سلولها در محیط کشت High glucose DMEM (Dulbecco’s Modified Eagle’s Medium; Gibco, USA) مکمل شده با ۱۰ درصد سرم جنینی گاوی (Fetal Bovine Serum; FBS) از (Beta Cell Assembled, Iran) و یک درصد اسیدآمینههای غیرضروری (NEAA) (PAN-Biotech, Germany) و ۱ درصد آنتیبیوتیک پنیسیلین/استرپتومایسین (Biosera, France) کشت داده شدند. پس از رسیدن سلولها به تراکم مطلوب، سلولها با استفاده از تریپسینEDTA- (Trypsin-EDTA, Gibco, USA) از سطح کشت جدا شدند. سپس سلولها با PBS شستوشو داده شده و سوسپانسیون سلولی برای تزریق آماده شد (13).
برای القاء مدل توموری، تعداد 106×1 سلول 4T1 در ۵۰ میکرولیتر PBS سوسپانسیون شد و با استفاده از سرنگ انسولین بهصورت ارتوتوپیک در پد چربی پستانی (Mammary fat pad) اولین غده پستان سمت راست در ناحیه قفسه سینه تزریق گردید. این تزریق سلولی در موشهای گروه کنترل تومور و گروه تیمار انجام شد. موشهای گروه شم نیز بهطور مشابه، اما بدون سلول، 50 میکرولیتر PBS دریافت کردند (14).
برای جداسازی سلولهای بنیادی مشتق از خون قاعدگی، مقدار 5 میلیلیتر نمونه خون قاعدگی در روز دوم سیکل از زنان سالم داوطلب 20 تا 34 ساله با استفاده از Diva Cup (Lunette, Finland) جمعآوری شد. نمونهها به سرعت به یک لوله فالکون حاوی فونگیزون (Fungizone) (5/2 میلیگرم بر میلیلیتر)، پنیسیلین (100 واحد بر میلیلیتر)، استرپتومایسین (100 میلیگرم بر میلیلیتر)، EDTA (5/0 میلیمولار) در PBS منتقل (همه از شرکت Gibco, USA) و با استفاده از گرادیان شیب غلظت فایکول (Sigma, USA) سلولهای تک هستهای جداسازی شدند. سپس سلولها در فلاسک کشت با سطح 75 سانتیمترمربع (Greiner, Germa) در محیط کشت (Dulbecco’s Modified Eagle’s Medium: Nutrient Mixture F-12) DMEM-F12 و 15 درصد FBS هر دو از شرکت (Gibco, USA) در دمای 37 درجه سانتیگراد و در شرایط 5% دی اکسیدکربن، در انکوباتور (Memmert, Germany) انکوبه شدند. پس از 24 ساعت با تعویض محیط، سلولهای غیرچسبان حذف و به سلولهای بنیادی چسبنده اجازه رشد داده شد. پس از رسیدن فلاسک به تراکم 70 تا 80 درصد با استفاده از محلول تریپسین، سلولها تریپسینه و پاساژ داده شدند (15).
بهمنظور بررسی ماهیت سلولهای بنیادی مشتق از خون قاعدگی، درصد بیان تعدادی از آنتیژنهای سطح سلولی بنیادی مزانشیمی نظیر CD73، CD90، CD105 در پاساژ چهارم با روش فلوسایتومتری (PAS Flow Cytometry, Partec GmbH Germany) ارزیابی شدند. همچنین، بهمنظور بررسی عدم آلودگی سلولهای هماتوپوئتیک، بیان مارکرهای اختصاصی این سلولها نظیر CD34 و CD45 در سلولهای کشت داده شده مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا سلولها تریپسینه گردیده و سپس بهطور جداگانه از مونوکلونال آنتیبادیهای (BD Pharmingen, USA) CD34، (BioLegend, USA) CD105 و (BD Pharmingen, USA) CD73 کونژوگه با فیکواریترین (Phycoerythrin; PE) و (BD Pharmingen, USA) CD45، (eBioscience, USA) CD90 کونژوگه با فلورسنس ایزوتیوسیانات (Fluorescein Isothiocyanate; FITC) و همچنین برای کنترل ایزوتایپ از آنتیبادی (eBioscience, USA) MOPC-21 استفاده شد (16).
سلولها در فلاسکهای کشت ۷۵ سانتیمترمربع کشت داده شدند. پس از رسیدن تراکم سلولی به حدود 80 درصد، محیط کشت قبلی حذف و با محیط کشت حاوی سرم جنین گاوی فاقد اگزوزوم (Exosome-depleted FBS; Gibco, USA) جایگزین شد. پس از ۴۸ ساعت، محیط کشت شرطیشده جمعآوری گردید. بهمنظور حذف بقایای سلولی، نمونهها در دمای ۴ درجه سانتیگراد بهمدت ۲۰ دقیقه و با نیروی نسبی گریز از مرکز g200 سانتریفیوژ (Sigma, Germany) شدند (۱7). سپس، اگزوزومها با استفاده از کیت استخراج اگزوزوم (آناسل، ایران) و مطابق دستورالعمل شرکت سازنده استخراج شدند. پلت نهایی اگزوزومی در PBS سوسپانسیون شد (18).
مشخصهیابی اولیه اگزوزومهای استخراج شده با استفاده از میکروسکوپ الکترونی عبوری (Transmission Electron Microscopy; TEM) و پراکندگی نور پویا (Dynamic Light Scattering; DLS) انجام شد (19). برای تعیین قطر هیدرودینامیکی (Z-Average) و شاخص پراکندگی اندازه ذرات (Polydispersity Index; PDI)، از روش پراکندگی نور پویا (DLS) و دستگاه (Japan) Horiba SZ-100 اندازهگیری شد. به این منظور، ۲۰ میکرولیتر از نمونه اگزوزومی در ۹۸۰ میکرولیتر PBS با 4/7=pH رقیق شد. تحلیل دادهها در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و بر اساس توزیعهای شدت و تعداد انجام شد. برای مشاهده مستقیم ساختار غشایی و تأیید اندازه ذرات، از میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) با روش رنگآمیزی منفی استفاده شد. بدینمنظور، ۱۰ میکرولیتر از نمونه اگزوزومی روی گرید مسی پوشیدهشده با کربن (Formvar carbon 300-mesh copper grid) قرار داده شد و پس از ۳ دقیقه، محلول اضافی با کاغذ صافی آزمایشگاهی سلولزی بدون پرز (Cytiva, UK) حذف گردید. سپس، بهمنظور افزایش کنتراست، نمونه بهمدت ۲ دقیقه با محلول 2 درصد استات اورانیل (Uranyl acetate) رنگآمیزی شد. پس از خشک شدن کامل در دمای اتاق، تصویربرداری با میکروسکوپ الکترونی عبوری مدل (Zeiss, Germany) LEO 910 و در ولتاژ شتابدهنده ۸۰ کیلوولت انجام شد (20). مقدار پروتئین کل نمونه اگزوزومی نیز با روش Bradford تعیین و بازده استخراج اگزوزومها بر اساس مقدار پروتئین کل بهدست آمده از حجم مشخصی از محیط کشت شرطیشده محاسبه و بهصورت میکروگرم پروتئین کل اگزوزومی بهازای هر میلیلیتر محیط کشت شرطیشده گزارش شد (21).
پس از تشکیل تومورهای قابل لمس (Palpable)، پروتکل درمانی آغاز گردید (22). برای تزریق سیستمیک، موشها ابتدا با تزریق داخل صفاقی ترکیب کتامین (Ketaject, Mylan Institutional, Ireland) و زایلازین (AnaSed, Lloyd, Inc., USA)، بهترتیب با دوزهای ۱۰۰ و ۱۰ میلیگرم بر کیلوگرم بیهوش شدند (۲3). سپس، حیوانات در مهارکننده ثابت شدند و محل تزریق با اتانول ۷۰ درصد (Merck, Germany) ضدعفونی شد. موشهای گروه تیمار، ۵۰ میکروگرم پروتئین کل اگزوزومی در ۲۰۰ میکرولیتر PBS سوسپانسیون شده را از طریق ورید دمی دریافت کردند. دوز انتخاب شده بر اساس مطالعات پیشین انجامشده تعیین شد (25 ،24).
پروتکل درمانی با اقتباس از مطالعات پیشین درباره تجویز تکرارشونده اگزوزومها در مدلهای حیوانی، در سه نوبت و در روزهای ۷، ۱۴ و ۲۱ پس از القاء تومور اجرا شد (۲6). موشهای گروه شم نیز در همین زمانها حجم مشابهی از PBS را از طریق ورید دمی دریافت کردند. طی دوره ۲۱ روزه مطالعه، وزن بدن حیوانات پایش و حجم تومور بهصورت هفتگی با کولیس ورنیه دیجیتال (Mitutoyo, Japan; Model: 500-196-30 CD-6"ASX) اندازهگیری شد (27). در این مطالعه، هفتههای اول، دوم و سوم بهترتیب نشاندهنده سه نوبت ارزیابی حجم تومور در طول دوره تیمار بودند. در روز 28 (سه هفته پس از اولین تزریق اگزوزوم)، بهمنظور بررسی تغییرات مولکولی و سنجش بیان ژنها، از حیوانات تمامی گروههای مطالعه تحت بیهوشی مناسب از طریق سینوس پشت چشمی نمونه خون تهیه شد (۲8). نمونهها بلافاصله به لولههای حاوی ماده ضدانعقاد (BD Vacutainer, USA) منتقل شدند و اگزوزومها با استفاده از کیت آناسل، مطابق دستورالعمل شرکت سازنده جداسازی شدند. سپس، حیوانات با دوز بالای کتامین و زایلازین و به روش انسانی اتانازی شدند (30، 29).
برای بررسی بیان ژنهای VEGF و COL18A1، RNA کل از اگزوزومها با استفاده از کیت RNA X Plus (سینا کلون، ایران) و معرف TRIzol (آناسل، ایران) مطابق دستورالعمل شرکتهای سازنده، استخراج شد. RNA استخراج شده تا زمان انجام مراحل بعدی در دمای ۸۰- درجه سانتیگراد نگهداری شد. سپس، سنتز cDNA با استفاده از کیت سنتز cDNA (بن یاخته، ایران) و مطابق دستورالعمل شرکت سازنده انجام گرفت. بیان نسبی ژنهای هدف با استفاده از روش qRT-PCR، مسترمیکس (Ampliqon, Denmark) RealQ Plus و دستگاه (QIAGEN, Germany) Rotor-Gene Q Real-Time PCR ارزیابی شد. ژن GAPDH (Glyceraldehyde-3-Phosphate Dehydrogenase) بهعنوان ژن مرجع برای نرمالسازی دادهها مورد استفاده قرار گرفت (31).
در هر گروه آزمایشی، ۱۰ نمونه بیولوژیک مستقل حاصل از ۱۰ موش مورد بررسی قرار گرفت. واکنش qRT-PCR برای هر نمونه در سه تکرار تکنیکی انجام شد و میانگین مقادیر Ct حاصل از تکرارهای تکنیکی برای محاسبات نهایی مورد استفاده قرار گرفت. بیان نسبی ژنهای هدف با استفاده از روش 2−∆∆Ct محاسبه شد. ابتدا مقدار ΔCt از تفاضل مقدار Ct ژن هدف و Ct ژن مرجع (GAPDH) بهدست آمد. سپس مقدار ΔΔCt با مقایسه ΔCt هر نمونه با ΔCt گروه کنترل سالم بهعنوان کالیبراتور محاسبه شد. با فرض کارایی ۱۰۰ درصدی واکنش PCR، بیان ژنها بهصورت تغییر نسبی بیان ژن (Fold change) محاسبه و گزارش شد (32). توالی پرایمرهای مورد استفاده برای تکثیر ژنهای هدف و ژن مرجع در جدول ۱ ارائه شده است.
برای تعیین حجم نمونه از نرمافزار G*Power نسخه 1/3 استفاده شد. دادههای حاصل از بررسی بیان نسبی ژنهای VEGF و COL18A1 با استفاده از نرمافزار GraphPad Prism نسخه 8 (GraphPad Software, San Diego, CA, USA) تجزیه و تحلیل آماری شدند. بهمنظور بررسی نرمال بودن توزیع دادهها، از آزمون Shapiro-Wilk استفاده شد. با توجه به غیرنرمالبودن توزیع دادههای بیان ژن (05/0>P)، برای مقایسه بیان ژنها در گروههای مورد مطالعه از آزمون ناپارامتریک Kruskal–Wallis استفاده شد و در صورت مشاهده تفاوت معنیدار، مقایسات زوجگروهی با استفاده از آزمون تعقیبی Dunn انجام گرفت. دادههای بیان ژن بهصورت "(چارک سوم - چارک اول) میانه" گزارش شدند و نتایج بهصورت تغییر نسبی بیان ژن (Fold change) گزارش شدند (33). بهمنظور بررسی اثر گروه آزمایشی و زمان بر حجم تومور، از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر استفاده شد. در این تحلیل، گروه آزمایشی و زمان اندازهگیری بهعنوان عوامل مورد بررسی در نظر گرفته شدند. در صورت مشاهده تفاوت معنیدار، مقایسههای چندگانه با استفاده از آزمون تعقیبی Šidák انجام گرفت. حجم تومور بهصورت "انحراف معیار ± میانگین" گزارش شد. سطح معنیداری در آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد (34).
جدول 1- توالی آغازگرهای اختصاصی ژنهای مرتبط با مسیرهای رگزایی و سرکوب تومور مورد استفاده در qRT-PCR در مدل سرطان پستان 4T1
| دمای ذوب |
آغازگر معکوس (Reverse primer ۵′→۳′) |
آغازگر رفت (Forward primer ۵′→۳′) |
نام ژن |
| 64 درجه سانتیگراد |
GCTGTAGGAAGCTCATCTCTCC |
CTGCTGTAACGATGAAGCCCTG |
VEGF |
| 64 درجه سانتیگراد |
TTGTCTGAAGGAGGGTCCTGGT |
GTG ACACTGGACCTC AAG GCTT |
COL18A1 |
| 64 درجه سانتیگراد |
TCTCCATGGTGGTGAAGACA |
ACTCCACTCACGGCAAATTC |
GAPDH |
VEGF; Vascular Endothelial Growth Factor, COL18A1; Collagen Type XVIII Alpha 1, GAPDH; Glyceraldehyde-3-Phosphate Dehydrogenase, qRT-PCR; Quantitative Reverse-Transcription Polymerase Chain Reaction.
نتایج
مشاهدات میکروسکوپی نشان داد که سلولهای جدا شده از خون قاعدگی به سطح پلاستیکی ظروف کشت چسبیده و در پاساژهای اولیه، ریختشناسی دوکیشکل و فیبروبلاست مانند داشتند. با افزایش تراکم سلولی، رشد کلونیمانند و یکنواخت مشاهده شد که با ویژگیهای سلولهای بنیادی مزانشیمی سازگار است (شکل ۱).