Ethics code: IR.HSU.REC.1404.048
Farshad M, Erfanpur H, Badparva N. Explaining the Relationship between Intelligence Beliefs and Self-Esteem and Academic Engagement of Elementary School Students with Emphasis on the Mediating Role of Academic Vitality: A Descriptive Study. JRUMS 2026; 25 (1) :63-76
URL:
http://journal.rums.ac.ir/article-1-7909-fa.html
فرشاد محمد رضا، عرفان پور حمید، بادپروا نرگس. تبیین ارتباط باورهای هوشی و عزتنفس با مشغولیت تحصیلی دانشآموزان مقطع ابتدایی با تأکید بر نقش میانجی سرزندگی تحصیلی: یک مطالعه توصیفی. مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان. 1405; 25 (1) :63-76
URL: http://journal.rums.ac.ir/article-1-7909-fa.html
دانشگاه حکیم سبزواری
متن کامل [PDF 578 kb]
(5 دریافت)
|
چکیده (HTML) (12 مشاهده)
متن کامل: (2 مشاهده)
مقاله پژوهشی
مجله دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
دوره 25، فروردین 1405، 76-63
تبیین ارتباط باورهای هوشی و عزتنفس با مشغولیت تحصیلی دانشآموزان مقطع ابتدایی با تأکید بر نقش میانجی سرزندگی تحصیلی: یک مطالعه توصیفی
محمدرضا فرشاد، حمید عرفانپور، نرگس بادپروا
دریافت مقاله: 22/09/1404 ارسال مقاله به نویسنده جهت اصلاح: 18/11/1404 دریافت اصلاحیه از نویسنده: 09/01/1405 پذیرش مقاله: 11/01/1405
چکیده
زمینه و هدف: انرژی و انگیزه در یادگیری، از درون باورهای دانشآموزان درباره خودشان نشأت میگیرد و به عنوان نیروی محرکه اساسی، مسیر پیشرفت تحصیلی آنان را جهت میبخشد. هدف پژوهش حاضر تبیین ارتباط باورهای هوشی و عزتنفس با مشغولیت تحصیلی: نقش میانجی سرزندگی تحصیلی دانشآموزان مقطع ابتدایی شهر ششتمد بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی بود، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان مقطع ابتدایی شهرستان ششتمد در سال تحصیلی 1404-1405 میباشند. حجم نمونه در این پژوهش تعداد 153 آزمودنی بود که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامههای باورهای هوشی Babaei (1998)، عزت نفس Rosenberg (1965)، مشغولیت تحصیلی Fredricks و همکاران (2004) و سرزندگی تحصیلی Martin و Marsh بودند. تجزیه و تحلیل دادهها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد ضریب مسیر کل بین باورهای هوشی (38/0=β، 001/0=P)، عزتنفس (21/0=β، 001/0=P) و ضریب مستقیم سرزندگی تحصیلی (18/0=β، 001/0=P) با مشغولیت تحصیلی مثبت و معنیدار بود. همچنین، ضریب مسیر غیرمستقیم بین باورهای هوشی (41/0=β، 001/0=P) و عزت نفس (25/0=β، 001/0=P) با مشغولیت تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی مثبت و معنیدار بود.
نتیجهگیری: سرزندگی تحصیلی در دانشآموزان مقطع ابتدایی بین باورهای هوشی و عزت نفس را با مشغولیت تحصیلی میانجیگری میکند. بنابراین، متخصصین سلامت روان برنامههایی را در زمینه آموزش مهارتهای سرزندگی تحصیلی، برای دانشآموزان ایجاد نمایند.
واژههای کلیدی: باورهای هوشی، عزت نفس، مشغولیت تحصیلی، سرزندگی تحصیلی
ارجاع: فرشاد مر، عرفانپور ح، بادپروا ن. تبیین ارتباط باورهای هوشی و عزتنفس با مشغولیت تحصیلی دانشآموزان مقطع ابتدایی با تأکید بر نقش میانجی سرزندگی تحصیلی: یک مطالعه توصیفی . سال 1405، دوره 25، شماره 1، صفحات: 76-63.
مقدمه
یادگیری فرآیندی چند بعدی است که تحت تأثیر مجموعه از عوامل شناختی، عاطفی و محیطی قرار دارد. بر همین اساس، پژوهشهای متعددی در سالهای اخیر کوشیدهاند مهمترین متغیرهایی که در این فرآیند نقشآفرین بوده و بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان اثرگذارند را شناسایی کنند (1). در این میان، مشـغولیت تحصیلـی (Educational activity)، یکی از عوامل کلیدی است که بر کیفیت یادگیری دانشآموزان تأثیر بهسزایی دارد (2). این مفهوم، عناصری چون تمرکز، تلاش، انگیزه، تفکر پردازشی عمیق و حضور فعال در فرآیند یادگیری را در بر میگیرد (3).
پژوهشها نشان دادهاند دانشآموزانی که از مشغولیت تحصیلی بالاتری برخوردارند، غالباً به یادگیری عمیقتر و دستاوردهای علمی بیشتری دست مییابند (5 ،4). از سوی دیگر، افرادی که از لحاظ شناختی و عاطفی درگیر یادگیری هستند، رغبت بیشتری برای انجام تکالیف و تلاش کافی در انجام وظایف از خود نشان میدهند و نسبت به دانشآموزانی که مشغولیتتحصیلی پایینتری دارند، کارآمدتر و مقاومتر عمل میکنند (7، 6). با این حال، صرفاً مشغولیت تحصیلی برای موفقیت کافی به نظر نمیرسد بلکه عوامل روانشناختی و تحصیلی فردی نیز در این زمینه میتواند نقش مؤثری داشته باشد که یکی از این متغیرها، سرزندگی تحصیلی (Academic vitality) است (8).
سرزندگی تحصیلی بهعنوان شاخصی مهم در یادگیری موفق و ثمربخش، زمینهساز بروز تواناییها و پیشرفتهای علمی دانشآموزان میشود (9)؛ پیشایندهای آن شامل عوامل روانشناختی، عوامل مدرسه و مشارکت و عوامل خانواده و همسالان است (10). سرزندگی تحصیلی میتواند حلقه واسطی میان ویژگیهای شخصیتی و انگیزشی (همچون عزت نفس و باورهای هوشی) با سطح درگیری تحصیلی دانشآموزان باشد (11). دانشآموزانی که از این ویژگی برخوردارند، در برابر مشکلات تحصیلی دچار یأس نشده و تلاش خود را برای موفقیت ادامه میدهند. به همین ترتیب، این ویژگی میتواند اثر مثبت باورهای هوشی (Intelligence beliefs) و عزتنفس را بر مشغولیت تحصیلی تقویت نماید (12).
باورهای هوشی نیز از دیگر متغیرهای مهمی است که ادراک افراد از قابلیتهای شناختی خود را نشان میدهد (13).Dweck دو نوع باور هوشی را معرفی کرده است (14)؛ باور ذاتی و باور افزایشی؛ افراد که به باور ذاتی پایبندند، هوش را ویژگی ثابتی میدانند که قابل تغییر نیست، درحالیکه افراد با باور افزایشی، هوش را کیفیتی پویا تلقی میکنند که از طریق تلاش میتواند پرورش یابد (13). نظریههای ضمنی هوش، بر نوع مواجهه دانشآموزان با موقعیتهای یادگیری و پیشرفت تحصیلی آنان تأثیرگذار است و از طریق میزان تلاش، پایداری و پشتکار در تکالیف، بر کیفیت یادگیری اثر میگذارد (15).
در کنار این عوامل، عزتنفس (Self-esteem) نیز از دیگر عوامل مؤثر بر درگیری و مشارکت تحصیلی دانشآموزان در یادگیری بهشمار میرود. عزت نفس به ارزیابی فرد از ارزشمندی خود اشاره دارد (16). در بافت تحصیلی، عرتنفس میزان ارزشی است که کودک یا نوجوان به عنوان دانش آموز برای خود قائل است (17). افزایش عزت نفس به احساس توانمندی میانجامد و پیامدهای مثبتی همچون موفقیت تحصیلی، افزایش تلاش برای کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس بالا و تمایل به برخورداری از سلامت بالاتر را بهدنبال میآورد (18).
یافتههای پژوهش Gál و همکارانش نشان داد دانشآموزانی که به باورهای هوش ثابت پایبند هستند، در مواجهه با شکست تحصیلی تمایل بیشتری به از دست دادن عزتنفس دارند (19)؛ امری که به سطوح بالاتری از هیجانات منفی منجر میشود. در ادامه، Jadidi یافتههای پیشین را با تأکید بر متغیرهای باورهای هوشی و سرزندگی تحصیلی گسترش داد و نشان داد که بین باور هوشی افزایشی و سرزندگی تحصیلی رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد (20). بر اساس تحلیل رگرسیون، باور هوشی افزایشی توان پیشبینی سرزندگی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی را دارا میباشد. همچنین، Mehrdadian و همکارش دریافتند که میزان سرزندگی تحصیلی در میان دانشآموزانی که آموزش حضوری دریافت میکنند، بهطور معناداری بالاتر از دانشآموزانی است که در آموزش مجازی شرکت دارند (21). علاوه بر این، Ebadolahi و Barzegar در پژوهش خود نشان دادند که ابعاد ادراک از جو مدرسه اثر مستقیمی بر مشغولیت تحصیلی دارند. افزون بر آن، این ابعاد از طریق متغیر واسطهای انگیزه پیشرفت میتوانند بهطور غیرمستقیم سطح مشغولیت تحصیلی دانشآموزان را نیز پیشبینی کنند (22).
با وجود تأکید گسترده پژوهشها بر اهمیت مشغولیت تحصیلی بهعنوان یکی از تعیینکنندهترین عوامل موفقیت و پایداری در یادگیری، سازوکارهای روانشناختی مؤثر بر آن هنوز بهطور کامل روشن نشده است (23). از این رو، پژوهشگران در پی تبیین ارتباط باورهای هوشی و عزتنفس با مشغولیت تحصیلی دانشآموزان مقطع ابتدایی با تأکید بر نقش میانجی سرزندگی تحصیلی می باشند، تا مبنای مناسبی برای مداخلات آموزشی و روانشناختی در مدارس فراهم آورند. بر اساس بررسی مبانی نظری و سوابق پژوهشی، مدلمفهومی مورد نظر طراحی شده است و در قالب شکل 1 ارائه شده است.
شکل 1- مدل پیشنهادی نقش باورهای هوشی و عزت نفس در مشغولیت تحصیلی با میانجیگری سرزندگی تحصیلی
مواد و روشها
پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کمی و از نظر گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی است. این مطالعه همچنین دارای کد اخلاق به شماره IR.HSU.REC.1404.048 از کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه حکیم سبزواری میباشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان مقطع ابتدایی شهرستان ششتمد، یکی از شهرستانهای غرب استان خراسان رضوی ایران، در سال تحصیلی 1405-1404 تشکیل دادند.
نمونهگیری به روش تصادفی خوشهای چندمرحلهای انجام شد. در مرحله اول، از میان تمامی مدارس ابتدایی شهرستان ششتمد، چهار مدرسه بهصورت تصادفی ساده (با استفاده از جدول اعداد تصادفی) انتخاب شدند. در مرحله دوم، از هر مدرسه منتخب، چند کلاس بهطور تصادتی برگزیده و تمامی دانشآموزان کلاسهای مذکور در پژوهش مشارکت داده شدند. تمامی دانشآموزان کلاسهای منتخب بهعنوان نمونه پژوهش در نظر گرفته شدند.
حجم نمونه با رجوع به پیشنهاد Kline در خصوص محاسبه پارامترهای مدل برای انجام مطالعات با روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر استفاده شد. Kline مطرح میکند که با توجه به پارامترهای مورد بررسی، نسبت حجم نمونه برای هر متغیر 5 نفر است، نسبت 10 نفر به ازای هر متغیر مناسبتر و نسبت 20 نفر بر ازای هر متغیر مطلوب قلمداد میشود (24)؛ با توجه به اینکه پژوهش حاضر شامل ۴ متغیر اصلی است، حجم نمونه نهایی مورد تحلیل ۱۵۳ نفر تعیین گردید که مطلوب است.
در پژوهش حاضر، پیش از شروع فرآیند جمعآوری دادهها، رضایت آگاهانه از دانش آموزان و والدین به صورت دو مرحلهای اخذ شد. ابتدا والدین فرم رضایتنامه کتبی را دریافت کرده و پس از مطالعه، موافقت خود را با مشارکت فرزندشان اعلام کردند. سپس در جلسه توجیهی در کلاس روند پژوهش، اهداف مطالعه، محرمانگی، ناشناسماندن پاسخها و اختیار کامل در مشارکت برای دانشآموزان توضیح داده شد و رضایت آگاهانه نیز از آنان دریافت شد. برای اطمینان از نبود هرگونه اجبار یا فشار، تأکید شد که عدم شرکت در پژوهش هیچ تأثیری بر نمره، وضعیت تحصیلی یا رابطه آنها با مدرسه نخواهد داشت. دانشآموزان با این آگاهی و بهصورت کاملاً داوطلبانه در پژوهش مشارکت داشتند.
ملاکهای ورود به پژوهش شامل نداشتن اختلالات روانپزشکی تشخیص داده شده (همچون اسکیزوفرنیا و اختلالات شخصیت)، عدم استفاده از داروهای روانپزشکی (همچون داروهای ضد روانپریشی و ضد افسردگی)، نداشتن اختلالات حسی و حرکتی مانند نابینایی و نقص عضو و عدم وجود ترک تحصیل در دوران تحصیل بود که با گزارش مشاور مدرسه و جزئیات مندرج در پرونده آنها مشخص شد و ملاک خروج شامل عدم تمایل به تکمیل کردن پرسشنامهها و مخدوش تکمیل کردن پرسشنامهها بودند.
در پژوهش حاضر علاوه بر سن، پایه تحصیلی، تعداد اعضای خانواده و سطح تحصیلات والدین نیز ثبت شده است. از ابزارهای زیر به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شده است:
الف) پرسشنامه باورهای هوشی (Intelligence beliefs): در پژوهش حاضر، بهمنظور سنجش باورهای هوشی از پرسشنامه باورهای هوشی Babaei (1998) بهرهگیری شد (25). این آزمون دارای 1۴ گویه است که با هدف اندارهگیری دو بعد اصلی باور هوشی ذاتی و باور هوشی افزایشی طراحی شده است. در این پژوهش، برای سنجش باور هوشی ذاتی از سؤالات ۱، 4، 6، 8 و 10 و برای سنجش باور هوشی افزایشی از سؤالات 2، 3، 5، 7، 9، 11، 12، 13 و 14 استفاده شده است. نمرهگذاری گویهها بر اساس مقیاس پنجدرجهای لیکرت انجام گرفت که به ترتیب شامل گزینههای کاملاً مخالفم (۱)، مخالفم (۲)، نظری ندارم (۳)، موافقم (۴) و کاملاً موافقم (۵) میباشد. حداقل و حداکثر نمره قابل کسب در این ابزار ۱۴ و ۷۰ است. نمره خردهمقیاس باور هوشی ذاتی (۵ گویه) در دامنه ۵ تا ۲۵ و خردهمقیاس باور هوشی افزایشی (۹ گویه) در دامنه ۹ تا ۴۵ قرار میگیرد. کسب نمره بالاتر در هر خردهمقیاس بهترتیب نشاندهنده باور قویتر به ثابت بودن هوش یا باور به افزایشپذیر بودن آن از طریق تلاش و یادگیری است. نمره کل پرسشنامه نیز بر اساس دامنه ۱۴ تا ۷۰ در سه سطح پایین (۱۴ تا ۲۳)، متوسط (۲۳ تا ۴۷) و بالا (بالاتر از ۴۷) طبقهبندی میشود. در پژوهش حاضر، میانگین نمرات دانشآموزان بر اساس این معیارها محاسبه و تفسیر شد. در پژوهش Babaei، پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ محاسبه شد، بهگونهای که برای خردهمقیاس باور هوشی ذاتی ضریب ۸۳/۰ و برای خردهمقیاس باور هوشی افزایشی ضریب ۸۹/۰ بهدست آمد (25). در پژوهش حاضر نیز ضریب آلفای کرونباخ برای بعد باور هوشی ذاتی برابر ۸۹/۰، برای بعد باور هوشی افزایشی برابر ۹۴/۰ و برای کل پرسشنامه برابر ۹۱/۰ محاسبه گردید که نشان دهنده پایایی مطلوب و قابل اعتماد ابزار میباشد.
ب) پرسشنامه عزت نفس (Self-esteem): این پرسشنامه توسط Rosenberg (1965) ساخته شده و دارای ۱۰ گویه است که برای سنجش سطح کلی عزتنفس افراد بهکار میرود (26). مقیاس پاسخدهی آن چهار درجهای است و گزینهها از «کاملاً مخالفم=۱» تا «کاملاً موافقم=۴» نمرهگذاری میشوند. نحوه نمرهدهی به این صورت است که به پاسخ موافق با گویههای ۱ تا ۵، نمره ۱+ و به پاسخ مخالف با این گویهها، نمره ۱- تعلق میگیرد. برای گویههای ۶ تا ۱۰ نیز پاسخ موافق نمره ۱+ و پاسخ مخالف نمره ۱- دریافت میکند. به این ترتیب، نمره کل پرسشنامه از جمع جبری نمرات گویهها حاصل میشود که حداقل نمره قابل کسب ۱۰- و حداکثر نمره ۱۰+ است. برای تفسیر نتایج، نمره بالاتر از صفر نشان دهنده عزتنفس بالا و نمره کمتر از صفر نشاندهنده عزتنفس پایین است. نمره ۱۰+ بیانگر عزتنفس بسیار بالا و نمره ۱۰- حاکی از عزتنفس بسیار پایین میباشد. بنابراین هرچه نمره بالاتر باشد، سطح عزتنفس فرد بالاتر خواهد بود و برعکس. پایایی این ابزار در پژوهش Ahmadi و همکاران (27) با استفاده از آلفای کرونباخ برابر 77/0 بهدست آمد. همچنین، در پژوهش Mäkikangas و همکاران، مقدار پایایی گزارششده برای این ابزار 88/0 بود (28). در مطالعه حاضر نیز ضریب آلفای کرونباخ برابر 75/0 محاسبه شد که بیانگر برخورداری ابزار از سطح قابل قبول پایایی است.
ج) پرسشنامه مشغولیت تحصیلی (Academic occupation): پرسشنامه مشغولیت تحصیلی دانشآموزان توسط Fredricks و همکاران (2004) تدوین شده است (29)، و شامل ۱۹ گویه میباشد که سه بعد اساسی مشغولیت رفتاری (میزان مشارکت فعال در فعالیتهای کلاسی و انجام تکالیف درسی)، مشغولیت هیجانی (تجربه احساسات مثبت نسبت به مدرسه، معلمان و فرآیند یادگیری)، و مشغولیت شناختی (تمایل و تلاش برای درک عمیق و معنادار مطالب درسی) را مورد سنجش قرار میدهد. پاسخدهی به گویهها بر اساس طیف لیکرت پنجدرجهای از «کاملاً مخالفم» (نمره ۱) تا «کاملاً موافقم» (نمره ۵) صورت میگیرد. حداقل و حداکثر نمره قابل کسب در پرسشنامه بهترتیب ۱۹ و ۹۵ است. در خردهمقیاسها، دامنه نمرات برای مشغولیت رفتاری (۴ گویه) از ۴ تا ۲۰، برای مشغولیت عاطفی (۷ گویه) از ۷ تا ۳۵ و برای مشغولیت شناختی (۸ گویه) از ۸ تا ۴۰ قرار دارد. کسب نمره بالاتر در هر یک از ابعاد و نمره کل، نشان دهنده سطح بالاتر مشغولیت تحصیلی دانشآموز در آن بعد است. روایی و پایایی این ابزار نخستینبار توسط Fredricks و همکاران مورد ارزیابی قرار گرفته است. در آن پژوهش، روایی سازهای پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تأییدی (Confirmatory Factor Analysis) بررسی شد و نتایج به روشنی نشان داد که ساختار عاملی ابزار از برازش مطلوبی برخوردار است و توانسته است سه بعد رفتاری، هیجانی و شناختی را بهصورت متمایز و دقیق شناسایی نماید (29). علاوه بر این، در پژوهش Ashournejad نیز پایایی این ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ 85/0 گزارش شده است (30). در پژوهش حاضر، پایایی آزمون بهوسیله ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار 75/0 را نشان داد.
د) پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (Academic life): این پرسشنامه توسط Martin و Marsh (2008) طراحی شده (31)، و برای سنجش میزان توانایی دانشآموزان در مقابله با چالشهای تحصیلی روزمره بهکار میرود. پرسشنامه مذکور شامل ۹ گویه است که با طیف لیکرت ۵ درجهای از «کاملاً مخالفم=۱» تا «کاملاً موافقم=۵» نمرهگذاری میشوند. حداقل و حداکثر نمره قابل کسب در این پرسشنامه بهترتیب ۹ و ۴۵ است. کسب نمره بالاتر نشان دهنده سرزندگی تحصیلی بیشتر و توانمندی بالاتر دانشآموز در مواجهه مؤثر با مشکلات و سختیهای تحصیلی است. پایایی این ابزار در پژوهش Moradi و همکاران برابر 80/0 گزارش شده است (32). همچنین، در مطالعه Verrier و همکاران، مقدار پایایی 82/0 بهدست آمد (33). در پژوهش حاضر نیز مقدار آلفای کرونباخ 70/0 محاسبه شد که بیانگر سطح قابل قبول پایایی ابزار است.
برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از نرمافزارهای SPSS نسخه 27 و AMOS نسخه 24 استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و نیز دستیابی به اهداف پژوهش از روشهای آمار توصیفی محاسبه فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آمار استنباطی ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون خطی چندگانه و روش آلفای کرونباخ جهت محاسبه ضرایب پایایی استفاده شد. روابط مستقیم و غیرمستقیم با آزمون بوت استراپ انجام شد. سطح معنیداری در آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج
در نهایت، پس از حذف دادههای ناقص، اطلاعات بهدست آمده از 153 نفر شرکتکننده مورد تحلیل قرار گرفت. از این تعداد، ۴۱ نفر (۲۸/۲۸ درصد) در پایه چهارم، ۶۹ نفر (۴۷/۵۸ درصد) در پایه پنجم و ۳۵ نفر (۲۴/۱۴ درصد) در پایه ششم تحصیل میکردند. همچنین از میان شرکتکنندگان، ۲۴ نفر (۱۶/۵۵ درصد) از خانوادههای سهنفره، ۷۸ نفر (۵۳/۷۹ درصد) از خانوادههای چهارنفره، ۳۴ نفر (۲۳/۴۵ درصد) از خانوادههای پنجنفره و ۹ نفر (۶/۲۱ درصد) از خانوادههای ششنفره و بیشتر بودند. دادههای جمعیتشناختی مربوط به سطح تحصیلات پدر نشان داد که ۲۲ نفر (۱۵/۱۷ درصد) دارای تحصیلات زیر دیپلم، ۷۳ نفر (۵۰/۳۴ درصد) دارای مدرک دیپلم و فوقدیپلم، و ۵۲ نفر (۳۵/۸۶ درصد) دارای تحصیلات کارشناسی و بالاتر بودهاند. همچنین، بر اساس اطلاعات مربوط به سطح تحصیلات مادر، ۳۰ نفر (۲۰/۶۹ درصد) زیر دیپلم، ۷۳ نفر (۵۰/۳۴ درصد) دارای دیپلم و فوقدیپلم و ۵۲ نفر (۳۵/۸۶ درصد) دارای تحصیلات کارشناسی و بالاتر بودهاند.
میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش و خرده مقیاسهای آنها در جدول 1 گزارش شده است. بر این اساس، میانگین نمره مشغولیت تحصیلی و سرزندگی تحصیلی گروه نمونه به ترتیب برابر 11/17 و 04/23 است. همچنین، میانگین عزت نفس 72/17 و میانگین باورهای هوشی برابر 68/28 میباشد. براساس نتایج پژوهش، ضرایب همبستگی بین متغیرها در جهت مورد انتظار و همسو با تئوریهای حوزه پژوهش بود.
جدول 1- شاخصهای توصیفی متغیرهای پژوهش در دانشآموزان مقطع ابتدایی شهرستان ششتمد در سال تحصیلی 1405-1404 (153=n)
| متغیرها |
میانگین |
انحراف استاندارد |
حداقل |
حداکثر |
چولگی (کجی) |
کشیدگی |
| عزت نفس |
72/17 |
31/1 |
00/11 |
00/28 |
782/0 |
503/0- |
| باورهای هوشی |
68/28 |
23/4 |
00/16 |
00/43 |
358/0 |
123/1- |
| سرزندگی تحصیلی |
04/23 |
01/2 |
00/12 |
00/36 |
084/0- |
532/1- |
| مشغولیت تحصیلی |
11/17 |
48/3 |
00/11 |
00/28 |
100/0- |
275/1- |
در پژوهش حاضر به منظور ارزیابی مفروضه نرمال بودن توزیع دادههای تک متغیری، کشیدگی و چولگی تک تک متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد شاخص کشیدگی و چولگی همه متغیرها در محدوده 2± قرار دارد. بنابر نظر Kline این یافته بیانگر آن است که مفروضه نرمال بودن توزیع دادههای تک متغیری در بین دادهها برقرار است (24). آزمون Kolmogorov-Smirnov نیز جهت نرمال بودن دادهها مورد استفاده قرار گرفت که آماره آزمون برای متغیرهای پژوهش به ترتیب عزت نفس برابر با 54/0، باورهای هوشی برابر با 63/0، سرزندگی تحصیلی برابر با 07/0 و مشغولیت تحصیلی برابر با 06/0 بهدست آمد که از سطح معنیداری 05/0 بزرگتر بودند. همچنین، بهمنظور ارزیابی مفروضه همخطی بودن، با توجه به این که مقادیر ضریب تحمل متغیرهای پیشبین بزرگتر از 1/0 و مقادیر عامل تورم واریانس هر یک از آنها کوچکتر از 10 بود از عامل تورم واریانس (Variance Inflation Factor) و ضریب تحمل (Tolerance) متغیرهای پیشبین استفاده شد. بر این اساس، چنین نتیجهگیری شد که مفروضه همخطی بودن در بین دادههای پژوهش حاضر برقرار است. منطبق بر دیدگاه Meyers و همکارانش ضریب تحمل کوچکتر از 1/0 و ارزش عامل تورم واریانس بزرگتر از 10 نشان دهنده عدم برقراری مفروضه همخطی بودن است (34، 33).
پس از ارزیابی مفروضهها، دادهها با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شد. به این منظور نرمافزار AMOS نسخه 24 و برآورد بیشینه احتمال (Likelihood Maximum) بهکار گرفته شد. جدول 2، شاخص های برازندگی مدل را نشان میدهد. جدول 2، نشان میدهد که همه شاخص های برازندگی از برازش قابل قبول مدل با دادههای گرآوری شده حمایت میکنند. مهمترین این شاخصها عبارتند از: نیکویی برازش (Goodness of Fit Index; GFI) و تطبیقی برازش (Comparative Fit Index; CFI) که باید از 90 درصد بیشتر باشد. در مدل مورد بررسی، GFI برابر است با 96/0 و CFI برابر با 97/0 است. نیکویی برازش تعدیل شده (Adjusted Goodness of Fit Index; AGFI) با نقطه برش بالاتر از 90/0 است که در پژوهش حاضر 95/0 بهدست آمد. شاخص جذر برآورد واریانس خطای تقریب (Root Mean Square Error of Approximation; RMSEA) با نقطه برش کمتر از 08/0 است که 075/0 بهدست آمد. همچنین، شاخصهای دیگر برازندگی شامل مجذور کای (2Chi-square; c)، درجه آزادی (Degree of freedom; df) و مجذور کای بر درجه آزادی (Chi-square/degree of freedom; c2/df) همگی نشان دهنده برازش خوب مدل است (35).
جدول 2- شاخصهای برازش مدل در دانشآموزان مقطع ابتدایی شهرستان ششتمد در سال تحصیلی 1405-1404 (153=n)
| شاخص |
ضرایب |
آستانه برازش قابل قبول |
| CFI |
97/0 |
CFI >90/0 |
| NFI |
97/0 |
NFI >90/0 |
| GFI |
96/0 |
GFI >90/0 |
| AGFI |
95/0 |
AGFI > 90/0 |
| RMSEA |
075/0 |
RMSEA < 08/0 |
جدول 3، ضرایب مسیر در مدل پژوهش را نشان میدهد. جدول 3، نشان میدهد که ضریب مسیر کل بین باورهای هوشی و مشغولیت تحصیلی (38/0=β، 001/0=P) و همچنین، ضریب مسیر کل بین عزتنفس با مشغولیت تحصیلی (21/0=β، 001/0=P) مثبت و معنیدار است. افزون بر آن، جدول 3 نشان میدهد اثر مستقیم سرزندگی تحصیلی (18/0=β، 001/0=P) بر مشغولیت تحصیلی نیز معنادار است. دیگر نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد، ضریب غیرمستقیم باورهای هوشی و مشغولیت تحصیلی (41/0=β، 001/0=P) مثبت و معنیدار و ضریب مسیر غیرمستقیم بین عزتنفس و مشغولیت تحصیلی (25/0=β، 001/0=P) مثبت و معنیدار است. بر این اساس، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سرزندگی تحصیلی در دانشآموزان مقطع ابتدایی رابطه بین باورهای هوشی و عزت نفس با مشغولیت تحصیلی را به صورت مثبت و معنیدار میانجیگری میکند. شکل 2، مدل ساختاری با استفاده از دادههای استاندارد را نشان میدهد.
جدول 3- ضرایب مسیر کل و مستقیم بین متغیرهای پژوهش در مدل دانشآموزان مقطع ابتدایی شهرستان ششتمد در سال تحصیلی 1405-1404 (153=n)
| مسیر |
مقدار b |
خطای معیار b |
مقدار β |
مقدار P |
| باورهای هوشی |
ß |
سرزندگی تحصیلی |
61/0 |
57/6 |
48/0 |
001/0 |
| عزت نفس |
ß |
سرزندگی تحصیلی |
28/0 |
79/2 |
20/0 |
006/0 |
| سرزندگی تحصیلی |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
27/0 |
18/2 |
18/0 |
001/0 |
| ضریب مسیر مستقیم باورهای هوشی |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
66/0 |
74/4 |
35/0 |
001/0 |
| ضریب مسیر مستقیم عزت نفس |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
42/0 |
78/2 |
20/0 |
007/0 |
| ضریب مسیر غیرمستقیم باورهای هوشی |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
66/0 |
14/3 |
41/0 |
001/0 |
| ضریب مسیر غیرمستقیم عزت نفس |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
46/0 |
11/2 |
25/0 |
003/0 |
| ضریب مسیر کل باورهای هوشی |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
58/0 |
81/1 |
38/0 |
001/0 |
| ضریب مسیر کل عزت نفس |
ß |
مشغولیت تحصیلی |
47/0 |
01/2 |
21/0 |
002/0 |
05/0>P به عنوان سطح معنیدار
